تبليغاتX
هواداران داریوش و ابی
 

به نام آنکه نامش جاودانه است

سلام به هواداران داریوش و ابی

امروز تولد 2 سالگی وبلاگ هستش و امیدوارم که در این 2 سال تونسته باشم نیاز شما دوستان رو تامین کرده باشم و از عکسها و آهنگهایی که برای دانلود گذاشته لذت برده باشید . برای پست امروز 4 تا عکس کمیاب از داریوش و ابی ، 2 آهنگ و دکلمه ی کمیاب از داریوش و 2 آهنگ و دکلمه ی کمیاب از ابی برای دانلود گذاشتم ، امیدوارم که خوشتون بیاد . نظر فراموش نشه .  با تشکر 

          

                                    آه دیدی وطنم ویران شد (آهنگ)

         

وقتی به مستی می رسم (دکلمه)

          

بگذر ز من (آهنگ)

        

                                                          هم صدا (آهنگ)

--------------------------------------------------------------------------------------------

                                  داریوش اقبالی - دکتر ایرج شمسیان  

                                              سمینار مجازی راهیان دنیای بهبودی

                                              به میزبانی انجمن هواداران داریوش

                                                 یکشنبه ۲۶ مهر ماه - ۱۸ اکتبر    

                                                  در چت روم هواداران داریوش

     این جلسه پیرو دو گرد همایی بنیاد آینه در شهرهای هامبورگ و برلین برگزار می شود

              

                  

                

+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم مهر 1388ساعت 2:9  توسط حسام | 
 

سلام عرض می کنم خدمت تمام هواداران عزیز

امروز می خوام گفتگوی کورش عزیز با ایرج جنتی عطایی را در مورد خودش و همچنین زندان رفتن او به همراه داریوش و شهیار قنبری ، مسعود امینی و... که گفتگوی جالبی است و قبل از گفتگوی کورش با ایرج قسمتی از گفتگوی امیر قاسمی با داریوش را که خیلی جالب هست و بی ارتباط با حوداث اخیر ایران نیست که در مورد زندان رفتن داریوش با او صحبت    می کنه . در مورد این بخش نظر بدین تا بتوانیم بحثی مفصل و جالب داشته باشیم .

 

امیرقاسمی : صحبت از زندان سیاسی کردی خوب همه می دونن شما زندان رفتین . قبل از اینکه بخواییم به مسائل زندان رفتن شما بپردازیم این که داریوشی که اوین و تجربه کرده اگر امروز تجربه می کرد . فرق اوین امروز با اوین دیروز چی هست؟

داریوش : علی جان یه چیزای آن چنانی سوال می کنی – عین ساواکیا سوال می کنی {با خنده} – منم همون جواب میدم طبیعی ست که زندان اوین دیروز ، ولی زندان ، زندان . من در زندان اوین شکنجه نشدم ، در موقع دستگیری بهم تهاجم شد بهم دو سه تا مُشت لگت زدن همون فهمیدم کجا هستم چرا که بسیار زیرک بودن بسیار آگاه بودن هیچ کدوم از دوستان من ایرج جنتی عطایی ، شهیار قنبری اینا هم بودن مسعود امینی نازنین ، هیچ کدوم بهوشن یه تلنگر نخورد چرا که به من هم نخورد . من 9 ماه بودم ، شهیار یه هفته - 10 روز ، ایرج 10 روز ، مسعود امینی 3 ماه بود . با مسعود امینی یه مدت با همدیگه در بازداشتگاه بودیم یه مدت انفردای بودیم ، ولی زندان آرتیست که موقعی که زندانی می کنن یه خواننده رو من یادم نمیره دلم می خواست فریاد بزنم روزی که اومدم زندان یه بلند گویی بود اون بالا پخش می شد «بوی گندم مال من هر چی که دارم مال تو» جنگل ، بن بست همه ی این آهنگها پخش می شد موسیقی می ذاشتن برای زندانیا . تا اینکه روز سوم قطع شد فهمیدم خود خواننده شو گرفتن دیگه پخش نکنین . شبا دلم می خواست تو انفرادی بودم یک جایی 1 متر در 1 متر بود بالاش و می کردم تو دهنم می خوندم «پشت سر پشت سر پشت سر جهنمه/رو به رو ، رو به رو قتلگاه آدمه» .                       این حس اون موقع رو با سوال ساواکی یادم آوردی دوستان من گفتن دیگه من احتیاج نداره تکرار کنم شهیار گفته ، مسعود امینی گفته یه سوال می کردن می رفتن 5 ساعت دیگه می اومدن اینا زجرای روحیه ، به مراتب سخت تره ، دژخیم به مهنای واقعی الان داریم باهاش مواجعه میشم ، جلاد الان می بینم . عکسهایی که الان مت می بینیم در ملا عام ، قتل هایی که داره میشه یا دارهایی که زده میشه در جلوی چشمی که ماسکی که تو صورت کسی که داره اعدام می کنه اینها نشانه ترسی ست که در جامعه می ندازن اینا از رژیم گذشته پند گرفتن دارن این کار و می کنن . این رژیم بچه ی ناخلاف اون رژیم من همیشه می گم با جرات هم می گم ، رژیم گذشته می بایستی نگاه دیگه می کرد روشنفکرا خیلی به جامعه ی ما صدمه زندن .

امیرقاسمی : ولی شما بخشی از زندگیت اون فضای سیاسی رو داره و اون بخش ، بخشی هست که درسته که از لحاظ هنری بوده و خیلی از مردم با آهنگهای شما دیروز و امروز تحت تاثیر قرار گرفتن و یه حرکت ساز بوده . وقتی بردنتون زندان این صحبت بوده و خیلی دوست دارم روشن بشه که در داخل کشور شمارو به خاطر مواد مخدر دستیگر کردن بعد از اون طرف صحبتی که منم باهاش رو به رو شدم گفتم موادر مخدر باید می بردن زندان قصر پس چرا بردن به اوین ؟ و این مسئله به چه صورت بود کجا این عکس گرفته شد ، آیا وحشتی بود که داریوش رو به خاطر شعراش گرفتیم و به خاطر این بر چسب اعتیاد رو به شما چسبوندن .

داریوش : بذار برگردم به ، من معمولاً از پایان شروع می کنم من بعد از 6 ماه که اومدم بازداشتگاه یه جای عمومی بسیار انسانهای آگاهی رو دیدیم حدود پنجاه نفر بودن که : نویسنده ، شاعر ، نقاش ..... یه سری رو نگه داشته بودن که مثلاً بعد از 10 سال نویسنده رو آورده بودن و بهش گفته بودن یک کتابی بنویسی بر ضد عقیده ی خودت که الان دارن میارن جلوی دوربین ها . این ها همون بازی رو دارین شنی تر و خشمانه تر ، غیر انسانی تر برخورد می کنن ، اون موقع هم بود . اون موقع نویسنده باید یه کتابی بر ضد کمونیسم می نوشت تا این برگه خارج شدنش از زندان باشه . دوستان من در مورد مسئله ی زندان صحبت کردن انقدر درد زیاده من احتیاج نمی بینم توضیح بدم زندان یه مسئله ی کوچیکیس ولی اتفاق افتاده خیلیا دوست دارن بودنن ، ما شایعه رو بیشتر قبول داریم تا واقعیت ، چرا که شایعه نیاز به فکر کردن نداره واقعیت یکم باید کندو کار کرد تا این پازل و درستش کرد . موقعی که مارو گرفتن من ، ایرج ، بهروز به نژاد با هم بودیم با یه کارگردانی نشسته بودیم . من داشتم می رفتم شمال اصلاً ، یک خفقانی اون روز یک غم عجیبی منو گرفته بود یک کمپری داشتم دوست داشتم ببندم پشت ماشنیم برم در شمال یه هفته یی در کنار ساحل باشم مثل اینکه یه حس شمشی داشت منو اذیّت می کرد هی   می گفت برو برو – در صورتی که می رفتم بازم پیدام می کردم {با خنده} . یادم نمیره بعد بهروز به نژاد به من زنگ زد که داریوش من با این پسره قرار گذاشتم از آمریکا تازه اومده   می خواد یه فیلمی درست کنه که بیایین بشینیم کار کنیم . کار کنیم ببینیم داستانش چیه شاید بتونیم بسازیم ، من بهش گفتم بهروز جان من دارم میرم ، خستم . داریوش جان میام دنبالت با هم یه ساعت می شینیم . همین رفتن یه ساعت ، 9 ما طول کشید . نشسته بودیم لب حوض و چایی داشتیم می خوردیم که یه تلفنی به من زده میشه ، تعجب می کنم این تلفن کیه . عین همین داستان الان هم اتفاق می افته که من شنیدم زنگ می زنن آقای فلانی یه بسته یی می خوایم به شما بدیم لطفاً شما بیانن دم فلان هتل بیان اونجا تحویل بگیر . طرف میره راحت می گیرن می برنش دیگه زحمت به خودشون نمیدن . اون موقع هم من اومدم خونه ی این دوستی که از آمریکا اومده نه شماره ی اونو من میدونم نه من شماره شو به کسی دادم ، خونش هم در کوچه پس کوچه های باغهای نیاوران که فرامرز اصلانی بعضی موقع ها تعریف میکنه اون تصویر رو من دارم . شهیار گفته بود که اینا باید بیان حرف بزنن ، الان مملکت اونقدر درد توش زیاده که ، ولی ما آمدیم پیش شما که جواب گو باشیم {با خنده} خلاصه زنگ زدن گفتن آقا بیا برای قراردادی     می خواییم ببنیدم که پنجاه هزار تومن هم آماده کردیم ، شما کی هستین ؟ آدم یه حسی می کنه که تقلبه ، منم گفتم الان کار دارم بعداً با هم صحبت می کنیم گفت نه ما عجله داریم باید این قرار داد و ببندیم بیشتر شک ورم داشت گفتم شماره تو بدین من بهتون زنگ می زنم الان در یه میتینگی هستیم داریم صحبت می کنیم دیدم یکدومون باید کم بیاره آخر گفتم آقا من کار دارم قربان شما . 10 دقیقه بعدش دوباره زنگ زد اطمینان پیدا کردم اون حس ششم ترس و وحشت و خفقان اومدم تو وجودم ، 2 دقیقه نگذشته ریختن تو خونه انگار اومدن یک سری جانی رو بگیرن ریختن تو خونه مارو گرفتن چشم بسته بردن زندان اوین . سه روزی که انداختن سلول انفرادی ، اون موقع فکر می کردن من ، که معتاده طرف انداختنش تو زندان یه جوری صداش در میاد میگه خماره یه جوری خواهد گفت تو رو خدا به من کمک کنین به عجز خواهد افتاد . چرا که سه روز اول منو یه جای کوچیک انداختن که نمی تونستم پامو دراز کنم یعنی دخمه . خوشبختانه انقدر خسته بودم 3 روز خوابیدم .

امیرقاسمی : مرسی که منو آوردین اینجا و بخوابم {با خنده}

داریوش : بعد که آوردن منو تو سلول یارو می وامد می گفت چیزی نمی خوای ، چیزی احتیاج نداری منظورش همون جنس بود . من همیشه سپاس گذار خداند خودم هستم که یک حادثه ی عجیبی در زندگی من حادثه های بد زندگی من افتاده همیشه از حادثه ی بد یه اتفاق خوب پهلوش افتاده . من تو صحبت قبلیم گفتم که وابستگی من به مواد مخدر بعد از اسید بودش که در اثر طزریق مورفین زیاد بود ، از اونجایی که یه اعتقاد روحانی داشتم و مذهبی که الان خشه دار شده من الان روحانیت زندگیمو دوست دارم اعتقاد به خدای خودم دارم بسیار با اون در ارتباط هستم از اون کمک گرفتم و تونستم از این دام بیرون ، آمدم از حرم بیرون زیارت امام رضا رفتم . منی که می تونستم خمار بشم در خانه بیافتم مثل انیکه یه انرژی گرفتم ، سه ماه بعد منو گرفتن بعد از 4 روز از این 3 روزه که در موسیقی داشتم {با خنده} آمدم بیرون با ایرج بودیم برندم جلوی منقر عکس گرفتن از ایرج نازنین هم گرفتن . وقتی می گم نازنینم واقعا ایرج نازنینم تو بدترین شرایط ، سخت ترین شرایط ایرج با من بود ، زندان بودم با من بود . ایرج بعداً تشخیص میدن که خوب برای اینکه تقلبی نباشه ایرج جنتی عطایی که اهل مواد نبود {با خنده} که ما عکس اینو چاپ کنیم تو کیهان و اطلاعات بیشتر می فهمن تقلبیه بذار فقط داریوش بذاریم . نهایتاً چاپ شد که داریوش خواننده رو با کلی مواد مخدر گرفتن . غافل از اینکه من همیشه میگم عاقلان دانند ، زود فهمیدند که این دسیسه بوده ، نقشه بوده . چرا که بعد از 9 ماه میام بیرون استدلال خود من این بودش که در آن زمان می گفتن از هر کسی 10 یا 20 گرم بیگرن اعدام میشه یا به حبس ابد . خوب منو 9 ماه نگه داشتین به مواد مخدر بعد 9 ماه منو آزاد کردین ، بعد می نویسین آزاد شد . در بیمارستان زندان بهبودی پیدا کرد ولی این همه مواد مخدر به من چسبوندین ، بنده رو توضیع کننده معرفی کردین بعد آزاد شد صاف صاف راه رفت نه دادگاهی نه چیزی . یعنی این تقلب ها همیشه در تاریخ ما بوده من یکی از نمونش یکی از قطراتی که تهاجم شده بودم .

  -----------------------------------------------------------------------------------------

و حالا گفتگوی کورش با ایرج جنتی عطایی {شاعر ، ترانه سرای معاصر ایران}

۱.جناب آقاي ايرج جنتي عطايي با تشكر از اين كه وقتتون رو در اختيار من و هم نسلانم قرار دادين ، مي خواستم به عنوان اولين سوال درباره ي تولد و دوران كودكي ازتون بپرسم و اين كه كي و كجا متولد شدين ؟

من در 19 دي ماه 1325 در مشهد خراسان به دنيا آمدم . اصليت اجداد پدرم تبريزي و مادرم از مهاجران عشق آباد بودن . پدرم چون درجه دار نيروي هوايي بود ، مدام از اين شهر به اون شهر منتقل مي شد و ما رو هم به دنبال خودش يدك مي كشيد . من چند سالي رو در مشهد و چند سال رو در دزفول گذروندم امّا بخش تعيين كننده يي  از دوران جواني و كودكيم در تهران گذشت . فكر مي كنم كلاس سوم دبيرستان بودم كه يك سفر به مشهد داشتيم و ديپلمم رو هم از دبيرستان قطب شهر دزفول گرفتم . غير از اين ، چند سال باقي مانده از سال هاي ايرانيم رو در تهران سپري كردم

2. گرايش به آفرينش گري هنري در زندگي شما كي و با كدام رشته از هنر آغاز شد ؟

تقريباً مي شه گفت كه با نمايش شروع شد . همون طور كه گفتم پدر من در نيروي هوايي كار مي كرد و در دوراني از زندگيش اپراتور يا ضبّاط استوديوي صدابرداري راديو نيروي هوايي بود .                                                                                                       در اون دوران اين راديو شنوندگان زيادي داشت و بيشتر آهنگ خوانندگان پخش و در كنارش نمايش هايي اجرا مي شد . من شش ، هفت ساله بودم كه دراون راديو نمايشي به اسم كورش را ضبط مي كردن ، كارگردان اون نمايش ، زنده ياد خسرو شريف پور ، و براي دوران كودكي كورش دنبال هنرپيشه مي گشت و به هر روي من را صدا كردن و رفتم و اين شروع بازيگري من در نمايش هاي راديويي بود .                                                                       در اون دوران گاهي شعرهايي براي خودم مي نوشتم ولي در حّدي نبود كه بشه عنوانش كرد . در شونزده هفده سالگي بود كه كار ترانه ام به صورت حرفه يي در آمد . آن سال ها من دوستي داشتم در دبيرستان‌ ، به نام علي رضا كاووسي كه ويالن مي زد و با او كارهايي تجربي در زمينه ي ترانه كرديم و بعد آشنا شدم با هنرمند بسيار خوب و نوازنده ي تواناي سنتور آقاي ميلاد كيايي . ايشون در اون زمان با خانمي كار مي كردن كه پرستار بودن – اگه اشتباه نكنم – به نام فراست . ميلاد آهنگ مي ساخت و من هم بر آن آهنگ ها كلام مي گذاشتم و اون خانم هم اجراشون مي كرد و شبهاي سه شنبه از يك برنامه ي آماتوري راديو ايران پخش مي شد .      من آرام آرام كار ترانه سرايي را جدي تر گرفتم . تا روزي كه با دوست هم محل و هم دلم بابك بيات – كه نزد آهنگسازي به نام سليمان اكبري كه در راديو كار مي كرد ، براي گرفتن آهنگ در تردد بود – به كلاس و دفتر كار او رفتم . سليمان اكبري يك ملودي برايم زد و گفت كه آن را به چند ترانه سرا داده امّا آنها موفق نشده اند كه كلام مناسب روي آن ملودي بگذارن – يا به هر حال او از ترانه هايي كه بر محمل او كرده بودند خرسند نبود .                                 ملودي را به من داد من همون جا روي ملودي شعري گذاشتم . چند وقت بعد يك روز جمعه در خونه نشسته بودم كه شنيدم در برنامه ي شما و راديو اون ترانه اجرا شد و..... من از اون دوران تا هم اكنون در به در كوچه هاي پيچ در پيچ ترانه ام و هنوز راه به جايي نبرده ام .

3. اختيار دارين ! نام ترانه يي كه فرمودين را به خاطر دارين ؟

اسمش شكوه بود و اين شايد اولين باري بود كه من بر روي ملودي يي كه بيش تر از ملودي هاي ديگري كه تا آن روز از آهنگ سازي كار كرده بودم حال و هوا و بوي موسيقي پاپ يا مدرن يا غير سنتي را داشت ، ترانه مي گذاشتم . بعد از اون با يكي از درخشان ترين چهره هاي آهنگسازي موسيقي پاپ ايران آشنا شدم و باهاش هم كاري كردم به اسم  پرويز مقصدي .       از ترانه هاي اون دوره مي شه از ترانه ي گل سرخ نام برد {آن گل سرخي كه دادي / درسكوت خانه پ‍‍ژمرد.....} و ترانه ي برگشته مژدگان {در برآن بيد مجنون.....} . با محمّد سرير – كه يادش به خير باد ! هم چندين ترانه ساختيم كه با صداي خواننده نازنين ، محمّد نوري اجرا شد . بعد با پرويز مقصدي به صورت تيمي شروع كرديم به كار كردن .                                  يكي از اين كارها ترانه ي قصّه ي وفا {به خاطر آور ! كه آن شب به برم.....} بود و بعد از اون ترانه ي ديگه يي كه من اون ترانه را از نظر تغيير و تحولي كه توي كار من و فكر من داشت زياد دوست مي دارم ترانه ي بي قرار {در اين شهر پر شور دروازه ها / چرا هر دري را زدم بسته بود} بود . از اين جا بود كه ترانه براي من يه خورده غير شخصي تر شد . اون موقع من نوزده بيست ساله بودم ، وخواننده ي ترانه هم هفده هجده ساله و بزرگترين ما پرويز مقصدي بود .                                                                                                       در اون دوره با مقصدي كارهاي زيادي به بار آورديم و همه ي اون شعرها بر مبناي ملودي نوشته شد . ترانه هايي مثل ترانه ي دريا ، دريا يا نم نم بارون و ترانه هاي ديگه يي كه مربوط به دوران قبل از بيست سالگي من هستن .

4. پس تجربه هاي نخستين ترانه سرايي شما با موسيقي دستگاهي آغاز شد ؟

بله ! براي اين كه من به هر روياز خانواده يي ميام كه پدر من تار و فلوت مي زد و اون نوع موسيقي تو گوش من بود . منتها با تغيير و تحولاتي كه در جهان رخ داده و موج هاش به ايران هم رسيده بود و در پاسخ اون چه در جامعه مي گذشت و نيازي كه جامعه در جوان ساله گي ما داشت ، ما جذب نوع ديگر موسيقي شديم .

5. وضيعت سياسي جامعه در اون دوره چگونه بود ؟

دوراني كه ما به كار نگاه كردن به جهان پرداختيم به زعم من دوران رخوت و فترتِ اُفتُ خيزهاي سياسي در زادگاه ما بود . چون بعد از سال سيُ دو – كه من شش يا هفت سال داشتم و هيچ تصويري ازش در ذهن ندارممگر يك تصوير كه با پدرم طرفاي خيابان مخبرالدوله يا شاه آباد بوديم و من يادم مياد كه همه رفتيم توي مغازه و كِركِره رو كشيدن و درا رو بستن و از بيرون صداي جمعيت و داد و قال و نعره مي اومد – دوران رخوت و ياس در جامعه شروع شد تا اواسط دهه ي چهل . بنابراين دوره يي كه من ترانه هاي نخستينم رو نوشتم دوره يي بود كه هنوز جامعه به اون اُفتُ خيزها و گرايش هاي خودش نرسيده بود براي جواني كردن و تكاپو كردن و به هيجان آمدن . گذري كه بعد منتهي شد به طلوع و رشد گروه هاي جريكي ي دوران پيش از انقلاب .

6. شما ترانه رو با مترُ معيارهاي رايج ترانه هاي اون دوره شروع كردين ، به اعتقاد خودتون چه عواملي در باليدن ترانه هاي شما و بيرون رفتنشون از چهار چوب ترانه هاي مرسوم اون دوره موثر بود ؟

من دوران كاري پيش از سال چهل و پنج خودم رو دوران كشف ، دوران گذار ، دوران تجربه كردن و ياد گرفتن در زمينه ي انواع فرم هاي ترانه مي دونم . البته اگر آثار اون دوره و اون زمان رو به عنوان يك مجموعه نگاه كنيم ، چيزي بود شبيه اون چه كه در همه ي زمينه ها اتفاق افتاد ، با كمي تاخير يا به هر روي سطحي تر ، يا عميق تر . مي دونيد كه آفرينش گري هنري جدا از اون چه كه در جامعه و پيرامون شما مي گذره قابل انجام نيست و نو گرايي يا مُدرنيته و توجه به جهان جوان در زمينه هاي مختلف مثل شعر ما ، لباس پوشيدن ما ، زندگي هاي شهري ما..... آرام آرام تغيير و تحوّل پيدا كرد . كم كم شيوه ي توليد عوض شد ، شهرنشيني رُشد پيدا كرد ، اقشار متوسط به وجود مي اومدن با سليقه ها ونيازهاي مختلف ، راديو و تلويزيون و بنگاه هاي صفحه پُر كني شكل گرفتند و جامعه ي شهر نشين جوان شد . تمام اين ها دست به دست هم داد تا تغيير و تحولي انجام بشه . همون طور كه ديديم حتا در شعر شروع شد . حتا ، به اين دليل اين كه جامعه ي فرهنگ و هنر ما يك جامعه ي شعر سالار است . وقتي شعر شروع كرد به تغيير و تحول پيدا كردن ديديم كه چه عكس العمل هاي مخالف و متعصبي رو به همرا داشت ، امّا با تمام اين تفاصيل شعر ، شعر تازه ، شعر نو و شعر متحول هم قواره و هم قامتِ شعر جهاني تونست در ايران جاي خودش رو باز بكنه و تاثير خودش رو در گونه هاي ديگه ي هنر مثل تئاتر و غيره بگذاره .                                                                             ترانه هم نمي تونست به هيچ وجه از اين تغيير و تحول بر كنار بمونه . بنابراين اون چه كه در ترانه آن روزگار اتفاق افتاد بازتاب تغيير و تحولات كلي اجتماعي و سياسي و اقتصادي ما بود .

7. در اون دوران چه ترانه سرايان ديگه يي هم دوره شما بودن ؟

خيليا بودن . ببينيد يك دوره يي هست كه دوره ي گذاره ، دوره ي پُله..... منتها بهش كم بها داده شده . هر چند كه به كل ترانه در ايران كم بها داده شده ولي چند نفر از ما اين شانس رو داشتيم كه تبديل بشيم به متر . در واقع ارجاع به ما چند نفر كليشه يي شده . ولي كل ترانه در ايران هرگز مورد برسي و ارزيابي قرار نگرفته و كماكان هم به عنوان يك هنر نامشروع يا يك پديده ي پَلشت يا حرام و غيرفرهيخته باهاش برخورد ميشه ، امّا به هر صورت خود ما كه در اين كار هستيم هم به هر دليلي گاه گداري يادمون ميره كه به پيشينيانمون يه نگاه احترام آميز بكنيم . ، برگرديم ، بررسي كنيم و ببينيم از كجا آمديم و به كجا ميريم . من بارها در سخنراني هام در اين بيست و پنج، شش سال گذشته ي تبعيد تلاش كردم كه اين كارو انجام بدم ، اين دعوت رو بكنم . يعني نگاهي به پيشنيان خودم بكنم . هر چند سريع و سَرسَري امّا به هر روي عاشقانه و مهربان و حرفه يي !                                                                                              یك دوره يي هست كه ترانه به اوج طلايي خودش – از سال چهل و پنج تا پنجاه و هفت – ميرسه ، امّا پيش از اون دوره هم ترانه سراهايي بودند كه هنجار و قواره و ساختار زباني ترانه رو عوض كرده بودند و بهش شكل ديگري داده بودند كه به گمان من پُر كارترين و معتبرترينشون زنده ياد پرويز وكيلي بود .                                                                              بعد از او ناصر رستگارنژاد بود . البته منظورم از بعد در به خاطر آوردنه ، چون از نظر زماني رستگارنژاد قبل از پرويز وكيلي بود . بعدش نوذر پرنگ بود ، مسعود هوشمند ، هوشنگ شهابي بود كه ترانه هاي درخشاني داره .                                                              شما حساب كنيد من بسيار خردسال بودم كه ايشون ترانه ي بازگشت رو سرود . ترانه يي بود خطاب به پشيمانان علاقمند به بازگشت به ايران و گريزندگاني كه از تبعيد خسته بودن .

شهابي سروده بود :

                                        مرغك زيبا ! برنگرد اينجا !

                                        مي برند اين ها ، آشيانت را

شب بي انصافي ست كه ما اين تجربيات و اين ترانه هايي كه راه رو باز كردن ناديده بگيرم و بهشون توجه نكنيم و از نقد و بررسي شون بگذريم . خود من كه شروع كردم پشتم به اين گروه بود كه سر كرده گيش رو پرويز وكلي داشت . اونا راه رو باز كرده بودن ، امّا ترانه هاشون هنوز كاملاً شهري نشده بود هنوز مُهر جامعه ي شهرنشين رو با خودش نداشت ، هنوز تو دوران فترت و رخوت بود و ترانه ها بيشتر از حس و حال نخ نما شده ي يك دوران روستايي مي اومدن . از بارون بارونه مي گفتن و از كالسكه زرين و از دختر خانٌ مي خوام ، خان بدون منُ بگيره..... و با اين كه بسيار زيبا و خوب بودن و مردم هم اين ها رو دوست داشتن ولي اون گونه از ترانه ها هنوز توليدات راستين و واقعي جامعه ي آفرينش گر و شاداب و جوان اون موقع نبود و زمان مي خواست تا تغيير و تحولي هم در هنر ببينيم . اين تغييرات در شعر رخ داد و پس از اون ترانه هم دچارش شد . در بخش دوّم دهه ي چهل تا بخش دوّم دهه ي پنجاه يه ده دوازده سالي هست كه ترانه وارد مسائل روزمره ي همون موقع جامعه ي متمدّن و شهرنشين پيرامون خودش ميشه و ميره تا از مسائل اجتماعي دوران خودش حرف بزنه . ترانه زبان ديگه يي پيدا مي كنه كه اين زبان ، زبان غزل و قعطه و شعر كلاسيك نيست و ساختارش هم ديگه غزل و قطعه و چهار پاره نيست .                                                                       با اين همه من فكر مي كنم اين يك سيل جاري بوده كه هميشه جريان داشته ، گاهي شدت پيدا كرده ، گاهي ايستاده امّا بدون موج هاي قبلي اين امكان رو نداشته كه رشد كنه . براي اين كه در كارهاي هنري و اين نوع آفرينش گري ها هيچ اتفاقي خلق الساعه به وجود نمياد به خصوص در سبك و منظر نگاه به جهان .                                                                             از كساني كه هم دوره ي من بودن و يا با چند سال فاصله و برخي احتملاً با چنيدن سال فاصله ، به كاروان ترانه پيوستن آقايان قنبري ، سرفراز ، فرهاد شيباني ، مسعود اميني ، كريم محمودي ، محمّد علي بهمني ، حسين منزوي ، علي رضا طباطبايي ، اخوان لنگرودي ، بامداد جويباري ، منصور تهراني ، اكبر ذوالقرنين ، سعيد دبيري ، رضا شمسا ، محمّد علي شيرازي ، و محمد صالح علاي گل و خانم ها آذر صراف پور ، شهين حنانه ، مينا اسدي ، و زويا زاكاريان يگانه و ترانه سريان ديگه كه يكي از ديگري بهتر و زيباتر آفرينش گري كردند .        

8. به گمانم چند نام مثل معيني كرمانشاهي و رهي معيري و بيژن ترقي رو فراموش كرديم . اونا از ترانه سرايان همون دوره بودن كه بيش تر در زمينه ي موسيقي دستگاهي كار مي كردن و با ترانه ي مترقي روزگار خودشون همراه نشدن ؟

اين كساني كه ازشون اسم بُردين در اون نظام ترانه سرايي و اون زبان و ساختار شاخصي كه تو ترانه هاشون داشتن اهمّيّتُ عظمتي پيدا كرده بودن و تبديل شده بودن به بزرگترين ترانه سريان . ترانه يي كه ترانه ي رسمي بود با اونا ارزش يابي مي شد . در حالي كه ما فرزندان ترانه هاي نامشروع و غير رسمي بوديم . ترانه هم مثل هر نوع هنر ديگه بخشيش رسمي و بخشيش رسميت نداره و متعلق به مردمه . مثل زبان ، زباني كه من و شما با هم صحبت مي كنيم زبان رسمي نيست ، زبان كوچه و بازاره . زبان رسمي اون زبان كتابته كه اخبار رو باهاش به گوش مردم يه مملكت مي رسونن . در هر حال من وارد اون حوزه نميشم كه از رهي معيري يا معيني كرمانشاهي  يا بيژن ترقي و ديگران اسم ببرم كه اگر مي خواستم بشم مي گفتم كه من كماكان اين هارو به عنوان آموزگاران مهّم و معتبر ترانه مي شناسم و از آنها بسيار آموخته ام ، به خصوص از معيني كرمانشاهي . چون صحبت ما در ارتباط با ترانه ي نوين و ترانه ي غير سنّتي و غير رسمي ست . از اين منظر بود كه اسم اون ها رو نبردم ، نه از فراموشي و نه از عدم رعايت احترام .   

9. نخستين باري كه با مميزي برخورد داشتين كي بود ؟

در كشورهاي گرفتار سانسور صريح و عريان به هر صورت اولين كار هنري كه آدم مي كنه ، اولين تجربه و برخوردش با سانسوره ، منتها متوجه نمي شه .

10. ترتيب كار در اون اداراتِ موسيقي اين جوري بود كه شما شعر رو قبل از خوندن خواننده مي بردين به اون شوراها ؟

بله ديگه و شما وقتي مي رفتي به استوديوي صدابرداري بايد اون شعر مُهر شده رو نشون مي دادين . من ترانه يي رو به اسم بن بست ساخته بودم كه يك نامه يي آمد در خونه ي ما كه ما رو دعوت كرده بودن به راديو . براي داريوش اقبالي هم مشابه همين نامه اومده بود و ما رفتيم به راديو . من فكر كردم مي خوان از ما قدراني كنن و مثلاً بگن شما بياين تو راديو ترانه هاتون رو پخش كنين و فكر مي كردم مورد تشويق قرار بگيريم – خب در جوان ساله گي ساده لوحي همراه ما بود ، فقط در پيري نيست ! – رفتيم اونجا و راهنمايي مون كردن به يه دفتر بسيار بزرگي و يك آقايي پشت ميز نشسته بود و..... در هر صورت مارو تشويق نكرد ، ما رو تهديد به تنبيه كرد براي اون كار و ما وحشت زده اومديم بيرون . اين آقايي كه من مي گم اسمش اميرهوشنگ ابتهاج شاعره . همون ه.الف سايه !

11. پس ايشون هم جزو مميزان اون دوران بودن ؟

بله . به هر صورت ايشون در راديو بودن و با ما اون صحبت ها رو كردن . براي اركستر گل ها مي نوشتن و از عوامل كم اهميتي در راديو نبودن .

12. غير از آقاي قنبري ، ديگه چه كساني در اداره ي مميزي اون دوره بودن ؟

ايشون فكر مي كنم كه واپسين عضو بودن . از سال ها پيش كه پژمان بختياري بود ، معيني كرمانشاهي بود ، سيمين بهبهاني ، نادر نادرپور ، يدالله رويايي و فريدون مشيري بود و..... .

13. هضم اين مسئله يه كم براي خود من مشكله . آخه چطور مي شه عزيزاني كه خودشون شاعر هستن و با واژه و حس تصوير در ارتباطن ، شغلشون خط كشيدن روي شعر شاعران ديگه باشه ؟

به هر صورت آدمي كه از شعار دادن فراتر مي ره و جانش براي آزادي پَرپَر مي زنه و درتكاپوي آزاديه ، هيچ نوع سانسوري رو دوست نمي داره !

14. به نظر شما تا چه حد زندگي و خصوصيات اخلاقي يك شاعر بايد شبيه اشعارش باشه ؟

آخه چند درصد جامعه يا تاريخ از خصوصيات اخلاقي يك هنرمند با خبر مي شن كه بتونه اثر تعيين كننده داشته باشه در نقد و بررسي آثارش ؟ اين كه حافظ بچّه ش رو كتك مي زده يا نمي زده ، يا مولوي به چيزهايي كه تو شعراش گفته عمل مي كرده يا نه ، ما رو به جايي مي رسونه ؟ امّا طبيعي ست كه در يك جامعه ي ايده آل مردم دوست دارن كه برگزيده گانشون – چه در زمينه ي كارهاي هنري و چه ورزش يا سياست – به اون چيزي كه مي گن يا تبليغ و تشريح مي كنن و وعده مي دن شباهت داشته باشن .                                                          طبيعي ست وقتي آدم با هنرمند يا سيست مداري از نزديك آشنا مي شه و مي فهمه كه اون غول واره و تنديسي رو كه در ذهن درست كرده بوده هموني نيست كه مي بينه ، اون وقت چيزي در جانش فرو مي ريزه و روانش اندوه گين ميشه . ولي اين فكر چقدر مي تونه به عنوان فرمول عمل بكنه و حكم صادر بشه كه شاعري كه آدمي دروغ گو و دغل كار و فرصت طلب و خويشتن پرسته ، پس شعرش هم شعري ضعيف و عقب افتاده و سخيفه ، بحث ديگري ست . به خاطر اين مسئله كه اصولاً خوبي و راستي و به ط.ر كلي تمام عناصر اخلاقي ، نسبي هستند و فرهنگي – جغرافيايي !    

15. در چه سالي ازدواج كردين و چند فرزند دارين ؟

در سال 47 با همسرم شهين ازدواج كردم و از نوزده سالگي من رو تحمّل كرده ! در حال حاضر هم يك پسر سي و دو ساله دارم به اسم مزدك و يك بيست و چهار ساله به نام مريم و يك نوه ي ده ماهه از پسرم به اسم جيك .

16. شما در سال 49 اولين مجموعه شعر خودتون رو با نام و آن گاه آه ! اي فرشته ! منتشر كردين ؟

..... البته اسم كامل اون كتاب شعر و آن گاه آه ! اي فرشته ! تو از آن گونه پُر غرور خنديدي ، كه من از يادم رفت در كدامين باغستان زمين ، گل تنهايي مي رويد بود.....

17. درسته ! پس در كنار ترانه ، شعر رو هم تجربه مي كردين ؟

خُب من فكر مي كنم هر كسي كار ترانه مي كنه در يك بخشي هم كار شعر كرده و يا در كنارش ادامه مي ده .

18. چطور اين باور در شما به وجود اومد كه ترانه مي تونه يك راه براي مبارزه با بي عدالتي هاي اجتماعي باشه ؟

مگه در همه ي جهان اين به اثبات نرسيده بوده ؟ در پيشينه ي ترانه هاي مردمي و كوچه بازار خودمون مگه ما نمونه كم داريم ؟

19. شما بسياري از ترانه هاتون رو بر مبناي مِلودي نوشتيد . آيا به نظرتون اين روش كار كمي خلاقيّت ترانه سرا رو محدود نمي كنه ؟

در هر حال نوشتن ترانه آفرينش گري ست و ترانه سرا اگر مِلودي يي رو در اختيار نداشته باشه بر مبناي يك ملودي خيالي كه خودش مي آفرينه و دنبال مي كنه ، مي نويسه .

20. كار سايه رو هم بر مبناي مِلودي نوشتين ؟

كارهايي كه من و بابك بيات ، يا من و واروژان با هم كرديم بخش عمده يي شون هم زمان به وجود اومدن .

21. ترانه ي ياور هميشه مومن بر اساس مِلودي نوشته شد يا به صورت مجزا ؟

اون ترانه رو من قبلاً نوشته بودم و بعد هم به من خبر دادن كه آقاي فريد زلاند مِلوديي بر روي اون گذاشته و كار در عرض يك هفته با آرانژمان واروژان ضبط شد .

22. اون دوران ، خواننده از پيش مشخص بود يا بعد از انجام كار وساختن مِلودي انتخاب     مي شد؟

در اكثر موارد بعد از اتمام كار آهنگساز يا شاعر پيشنهاد مي كرد كه مثلاً فلان خواننده اين كار رو اجرا كنه و از خواننده دعوت مي شد و اغلب خواننده ها در مرحله ي اوّل توليد ترانه حضور نداشتند .

23. تا به حال شده احساس كنين خواننده يي مفهوم شعر شما رو به تمامي فهميده ؟

ببين اين موضع چند وجه داره : يكي اين كه چقدر به خود خواننده منتقل مي شه ، يكي اين كه چقدر توانايي انتقال اون رو به ديگران داره و يكي اين كه چقدر محمل اون مِلودي و آرانژمان بهش اجازه ي انتقال رو مي ده .

24. تقريباً مي شه گفت كه هر اثر چهار عامل اصلي داره : ترانه سرا ، آهنگساز ، تنظيم كننده و خواننده ، مي خواستم بدونم.....

البته دو عامل بسيار مهم ديگه هم داره : نوازنده و ضبط كننده..... چون بدون نوازنده بايد سوت بزنيم همه مون مثلاً !!!

25. بله ! البته اونا مربوط به بخش كيفيت اثر مي شن . يا بهتره بگيم بخش اجرا .

در اين صورت خواننده هم مي ره جزو بخش هنرمندان مجري تا آفرينش گر .

26. حق با شماست ! حالا از اين – به قول شما – شش عامل ، كدوم نقش مهم تري در ماندگاري يك اثر دارن ؟

خب اين يه كار جمعي ديگه . مي شه گفت همه شون و مهم تر از همه نيرويي فراتر از نيروي تك تك اين هاست و اون پاسخ گفتن به نياز جامعه يي كه اونا در اون زمان دارن درش كار مي كنن و اين كه آيا تونستن فرزند راستين زمانه ي خودشون باشن ؟ بنابراين مكانيزم فيزيكال عوامل ماندگاري يك اثر ، فراتر از دليل .

27. فكر مي كنم ترانه – دوشادوش شعر – در زمينه ي مبارزه با ناعدالتي هاي اجتماعي از زمينه هاي ديگر هنر فعال تر بوده ، نظرتون در اين باره چيه ؟

اين موضوع رو بايد منصفانه بررسي كرد و بايد نمونه هاش رو ارايه داد . من چون متاسفانه در اين جا از منبع و مدرك و سند و..... دورم ، بايد با پناه بُردن به خاطراتم در اين باره صحبت كنم .

28. آيا در اواخر دهه ي چهل ما ترانه هاي به واقع متعرض يا پرخاش گر داشتيم ؟

بالاخره بايد يك روزي در اين مورد صحبت بشه . ما يك سري ترانه داريم كه بهش مي گن ترانه ي معترض يا ، بعضيا مي گن ترانه ي سياسي ، يا ترانه اجتماعي . من اون چيزي رو كه فكر مي كنم بهتون مي گم .

29. علت سروده شدن ترانه جنگل چي بود ؟

اين ترانه در رابطه با سياهكل سروده شده . همون طور كه مي دونين در اون دوره در تهران پوستر چاپ شده بود و دنبال چريك ها مي گشتن و بعد اون ماجراي تعقيبشون تو جنگل و تيراندازي هايي كه پيش آمد و اين موضوع كه مي گفتن بخشي از روستايي هاي اون جا هم كمك كرده بودن به پليس براي دستگيري چريك ها و اون ها هم البته اذيّت و آزاري به روستايي ها نرسنوده بودن . تمام اين موضوعات و خبرها در من غليان كرد و اون ترانه رو نوشتم .

30. فيلم نامه ي فيلم خورشيد در مرداب رو هم شما نوشتين ؟

نه . فيلم نامه ي اون فيلم رو خود كارگردانش محمّد صفار نوشت . ترانه ي متنش رو من نوشتم كه همين ترانه ي جنگل بود .

31. براي من خيلي عجيبه كه اين ترانه در اون موقعيت تاريخي مجوز پخش گرفته .

دليلش اينه كه ، همون طور كه گفتم ترانه در ايران هيچ وقت جدّي گرفته نشده بود و جامعه داشت هنوز همون فضاي رخوت رو مزه مزه مي كرد.

32. فيلمي هست كه ترانه ش رو قبل از اِكران حذف كرده باشن ؟

يكي دو مورد بود يكي گمان كنم مربوط به فيلمي به نام ياران بود كه زنده ياد فريدون فروغي اجرا كرده بود و من اون رو هرگز ندارم و آرزوم اينه كه كسي متن اون ترانه رو پيدا كنه و بهم بده . الانم يادم مياد كه در اون دوره فيلم رو پايين كشيدن و ترانه رو ازش در آوردن .

33. برگرديم به ترانه هايي كه فرمودين فضايي خاكستري و ياس آور رو تصوير مي كردن . آيا ترانه ي شهر غم {خسته و در به در شهر غمم / شبم از هر چي شبه سياه تره} خودتون رو هم بايد از همين دست ترانه ها به حساب آورد ؟

ببينيد مثلاً اين ترانه ، يا خيلي از ترانه هاي خوب ترانه سراهاي ديگر مثل جمعه كه اثر يكي از ترانه سرايان درخشان جامعه ي ما آقاي شهيار قنبري هست .

34. خود آقاي سرفراز در صفحه ي 159 كتاب ريشه تا هميشه كه سال 1380 در آلمان منتشر شده ، ترانه ي شقايق رو به شهادتِ خسرو گلسرخي مربوط و علتِ سرودنش رو همين موضوع عنوان كردن .

ترانه سراي بزرگ مملكتمون اردلان سرفراز وقتي مي گه :

                                      كسي خشكيده خون من رو دستاش

                                    كه حتي يك نفس از من جدا نيست.....

داره خودش همه ي جهان ترانه رو فرياد مي كنه . اين فرياد به نظر من و با استناد به ترانه ، ابراز گلايه ي يك آدمي كه اون كسي كه هرگز ازش جدا نيست به اون زخم زده .

35. شايع اين ترانه در اعتراض به ورود نيكسون به ايران نوشته شده .

نه ! آخه تن نيكسون فكر نمي كنم تني باشه كه ترانه سرا اين طور مشتاقانه در ترانه ش راجع بهش صحبت كنه .

36. شما فيلم كندوي آقاي گله كه شما براش ترانه نوشتين..... جايي خوندم چند بار ترانه تغيير كرد تا به به چيزي كه شما و كارگردان در موردش متفق القول باشين برسه .

من اصولاً يادم نمياد كه در تمام دوران حرفه يي من ، كارگرداني در كار نوشتن ترانه دخالت داشته باشه . ممكنه كه از بعضي جاها هنگام ظبط موسيقي از لحاظ حرفه يي سمباده خورده باشه امّا هرگز در حدّ عوض كردن ترانه به خاطر نميارم . به ويژه كه در اون دوره با كارگردان فيلم – گله – دوستي صميمانه يي داشتم .

37. چون آقاي گله در مصاحبه شون نوشتن كه واروژان طرحي براي موسيقي فيلم تهيه كرد و ايرج جنتي عطايي هم اشعار بسيار خوبي سرود..... اين عبارت اشعار ذهن من رو به اون سمت بُرد كه شايد چند ترانه براي اون فيلم نوشته و يكي انتخاب شده .

نه ! تنها همون يك ترانه نوشته شد و هيچ تغييري هم نكرد . هنوز هم پاره يي به يك شعر مي گن اشعار !

38. به نظر شما مي شه ترانه هاي ياس آور اواخر دهه ي چهل رو با فضاي شعرهاي نصرت رحماني كه به شاعر ياس ، يا شاعر شكست شهرت داشت قياس كرد ؟

جامعه شناس ها مي گن كه مي شه بازتاب مسايل سياسي ، اقتصادي ، فرهنگي و مذهبي و..... رو در عمل كرد و بروز عواطف فردي و اجتماعي انسان شهري ديد و شناسايي كرد .

39. در مورد ترانه ي گل بارون زده شنيدم كه در ابتدا سطر گل ياس نازنينم بوده گل سرخ نازنينم و تغييرش دادن ؟

منم يكي دو جا اين رو شنيدم و امكان داره اين گونه بوده باشه امّا هيچ ارتباطي با خسرو گلسرخي نداره براي اين كه شعر مطلقاً يك شعر عاشقانه س و اين همون كاري كه من از شما خواستم انجام بدين ،

40. با خسرو گلسرخي دوست بودين ؟

بله ! من در محافل اون دوره ي شعر و تئاتر نمايش با بسياري آشنا شدم . من با خسرو در پيوند با دوستان مطبوعاتي مثل منوچهر شفياني يا داوري و ديگران آشنا شدم .   

41. ترانه يي هم براشون نوشتين ؟

بله..... و شعري هم گفته بودم كه به صورت دكلمه هم پخش شده بود :

                                     تا گل سرخ شدن راهي نيست !

                                      مي تواني گل سرخي باشي !

                                    مي توانستي گلسرخي باشي.....

42. در اجراي اون دوره يك بخش از ترانه پُِل هم حذف شده ، اون بخش مربوط به اداره ي سانسور راديو بوده ، يا همين بخش مجزا و به قول معروف خصوصي سانسور ؟

نه حذف اون بخش توسط ساواك بود .

اون بخشي كه مي گفت :

                                       كسي به فكر مريم هاي پَرپَر

                                     كسي به فكر كوچ كفترا نيست !

                                      به فكر عاشقاي در به در باش

                                 كه غير از ما كسي به فكر ما نيست.....

43. در اون دوره وا‍ژه هاي ممنوع هم وجود داشت ؟

بله . واژه هايي مثل : شب ، گل سرخ و خنجر كه ورودشون به ترانه تا اطلاع ثانوي اكيداً قدغن بود . يك ليست درازي بود كه الان ديگه فراموش كردم .

44. فرمودين از دوران كودكي در نمايش هاي راديويي بازي كردين ، مي خواستم بدونم چه سالي وارد دانشكده ي هنرهاي دراماتيك شدين ؟

كورشم اگه دروغ بگم ! {خنده} عرض كنم فكر مي كنم سال 45 ، 46 بود .

45. با چه كساني هم دوره بودين ؟

خيلي بوديم امّا از كساني كه معروف شدن يا بودن كسايي مثل هنرپيشه ي كبير جمشيد مشايخي ، حسين ترابي كه فيلم الاكلنگ را ساخت ، فرهاد مجدآبادي ، فرهاد ناظرزاده كرماني ، ابراهيم مكي علي حاتمي ، محمّد علي كشاورز ، ركن الدين خسروي ، ناصر زراعتي ، بزرگ خضرايي و ديگران.....

46. فضاي حاكم بر دانشكده چگونه بود ؟ از نظر سانسور متن هايي كه اجرا مي شد.....

شكلي نبود ، چون بخش عمده ي كار ما كار كردن بر روي ادبيات نمايشي بود و ادبيات نمايشي ما اون قدر اهمّيّت رسمي نداشت

47. اساتيدتون در اون دانشكده چه كساني بودن ؟

دكتر ناظرزاده كرماني ، دكتر هشترودي ، دكتر محمّد جعفر محجوب ، دكتر امير حسين آرين پور ،

دكتر باستاني پاريزي ، حميد سمندريان ، داوود رشيدي ، دكتر مهدي فروغ كه رئيس دانشكده بود و ادبيات دراماتيك درس مي داد ، خانم اكرم امير افشاري بود و خانم زهرا خواجه نوري و .....

48. نمايش نامه نويس يا نمايشي هست ، كه در اون دوره ازش تاثير گرفته باشين ؟

من بيشتر از فضا و كارگرداني تاثير گرفتم تا نمايش نامه نويس .

49. سال 1353 برنده ي جايزه ي فروغ شدين و بعد اونُ پس دادين ، علت چي بود ؟

من همون سال اون جايزه رو پس ندادم ، فكر مي كنم يك ، يا دو سال بعدش بود كه در اعتراض به شيوه ي برگزاري و نحوه ي گزينش نامزدها اون جايزه رو پس دادم و خيلي سر و صدا كرد چون فكر مي كنم اوّلين بار بود كه كسي در ايران جايزه يي رو پس مي داد .

50. از نمايش هايي كه اون دوران كار كردين صحبت كنين ؟

من از همان دوران كودكي به نمايش علاقه داشتم و بعدها چون دانشجوي تئاتر بودم و در دوران كودكي هم نمايش هاي رادويي كار كرده بودم چند سالي رو هم بازيگر نمايش هاي راديويي شدم و چند نمايش راديويي نوشتم .

51. متن سوگ نامه براي تو در سال 57 منتشر شد . درسته ؟

بله ! توسط انتشارات چاووش .

52. تئاترهايي كه با گروه مزدك كار مي كردين به نوعي تئاتر كارگري بود ؟

من نمي دونم تئاتر كارگري يعني چي . مي دونم يعني چي ، ولي خب شما مي تونين كارگر نباشين ولي تئاترتون تئاتر كارگري باشه يعني راجع به مسايل كارگري باشه . ولي گاهي هم هست كه اعضاي تشكيل دهنده ي گروه كارگر هستن ولي نمايش هاشون نمايش كارگري نيست .

53. من فكر مي كنم تئاتر كارگري در ايران هرگز مجال نفس كشيدن پيدا نكرد ؟

نه ! هرگز براي اين كه خود ما هم مُدام دچار سانسور و بگير و ببند بوديم و تنها يك نمايش ما اون هم به صورت محدود – حدود دو هفته – در سالني كه بيشتر از پونزده بيست نفر گنجايش نداشت اجرا شد و حتا در همون جا هم دچار اشكال شديم و كارهاي ديگه اصلاً رخصت اجرا پيدا نكردن .

54. زنده ياد بيژن مفيد تجربه هاي زيادي داشتن در نوعي از نمايش كه بر مبناي ترانه استوار بوده ، مثل شهر قصّه و..... اين تجربيات رو چگونه مي بينين‌ ؟

پيشنهاد موفق و درخشاني بود براي پيدا كردن يك شيوه ي ايراني براي نمايش موزيكال . امّا خوب اون فرم نمايش هاي اون زنده ياد به صورت صد در صد موزيكال نبود .

55. بعد از انقلاب چه كارهايي در زمينه ي نمايش انجام دادين ؟

من بعد از تبعيد سال ها به كار ترانه نپرداختم . سال هاي آغازين تبعيد من به كار گِل و به هر روي فراهم كردن حداقل امكانات زيستن و تن در ندادن و نفروختن گذشت و تلمذ و تحصيل در دانشگاه چلسي لندن .

56. پس در سال هاي اوليه ي هجرت زياد كار ترانه نكردين ؟

بله ! چون من هم گرفتار همون آشفته گي فكري بودم كه جامعه رو گرفته بود . دوباره باز يافتن خود و فرهنگ و مردم و مبارزه و جهان و همه ي اين ها . به خصوص اين كه در جاي ديگه يي از جهان بايد زندگي كني ، من رو به خودش مشغول كرد و من .

57. من فكر مي كنم بيشتر از سي تا باشه ؟

به هر حال بايد بشماريم ديگه..... من هيچ وقت شانس اين رو نداشتم كه با هر آهنگساز و يا هر خواننده يي كار كنم . در غربت هم همين طور بوده .

58. مي خواستم بدونم كدوم آهنگساز از نظر انديشه به شما نزديكتر بودن ؟

در كدوم دوره ؟

59. دوره ي قبل از انقلاب .

اگه منظورتون از انديشه بخش جهان بيني و بخش نگاه سياسي و اجتماعي به جهان است ، بايد بگم هيچ كدوم ! شايد تا حدّي بابك بيات ، امّا من گاهي وقتا مجبور بودم توضيحات نادرستي راجع به مفهوم ترانه ام به آهنگساز رفيقم بدم تا اون رو نترسونم از كار كردن روي اون كلام .

60. در دوران تبعيد چي ؟

در دوران تبعيد من خيلي دلم مي خواست با جوان ها كار بكنم ولي خُب تبعيد ، تبعيد ديگه و جوان ها در ايران ماندن و با من نيومدن متاسفانه . اين جا هم چون زياد كار نكردم قابل مقايسه با ايران نيست ولي به گمانم در تبعيد تا هم اكنون ، فقط با فرید زلاند و سياوش قمیشی به گونه ي مستمر..... و غير از اين ها با آندرانيك هم همكاري هايي داشتم .

61. پيش از انقلاب با آقاي آندرانيك كار نكرده بودين ؟

به عنوان آهنگساز چرا . پُر رنگترينشون – به سليقه ي خود من – ترانه يي ست به اسم جشن دلتنگي كه من اون ترانه رو بسيار دوست مي دارم در تبعيد چند تك كار هم با ديگران و يا ديگرانی همچون اسفنديار منفردزاده ، بابك افشار و آرميك و..... كردم .

62. ترانه در ده سال آخر قبل از انقلاب رُشد چشم گيري داشت . شايد بشه اين دَه سال رو دَه سال طلايي ترنه در ايران ناميد . چه عواملي باعث اين رُشد شدن ؟

همون طور كه قبلاً خدمتت گفتم تصوّر من اينه كه بسياري از عوامل تعيين كننده در بيرون از خود ترانه اتفاق افتاده بود .                                                                           یكيش اتفاقات هنري و فرهنگي و سياسي كه نه تنها ايران كه سر تا سر جهان رو دگرگون كرده بود و موج هاي اون وقتي به كشورهايي مثل كشور ما مي رسيد و – با اين كه زماني ازش گذشته بود – در برگيرنده .                                                                            جريان هاي سياسي اجتماعي و اقتصادي در سر تا سر جهان روي هم تاثير مي ذارن و ما هم گرفتار همون تاثير شده بوديم و آمدن موسيقي غير ايراني به ايران و رفتن ايراني ها به غرب و هجوم فرآورده هاي فرهنگي جهان به ايران و به وجود آمدن تلويزيون و سينما و آشنايي مردم با كارهاي آفرينش گران بر جسته ي هنري در جهان و در كنار اون جنبش هاي آزادي خواهانه در جهان و به وجود آمدن مبارزات چريكي در ايران و رُشد اقتصادي و بوجود آمدن قشر طبقه ي متوسط و متشكل شدن كارگران و بوجود آمدن كارخانه هاي زياد و بوجود آمدن ريتم توليد كه ديگه نوع موسيقي و ترانه يي كه تا اون موقع وجود داشت و ترانه ي رسمي اون جامعه بود هم شتاب و پاسخ گوي ريتم زندگي و مدرنتيه ي بوجود آمده نبود . همه ي اينا در كنار هم اين مجال و فرصت رو بوجود آورده بود كه ترانه ي نوين ايران در كنار شعر نوين ايران و چهره هاي نوين جوان اون دوره بتونه جاي خودش رو باز بكنه و به دوره ي طلايي كه شما بهش اشاره مي كنين برسه . امّا اگه بخواين خوردش كنين دقيق بشين در بخش هاي مختلف ، مي بينين كه ريتم ها غير معمول بود ، آمدن يك سري جوان به عنوان خواننده تا اون موقع سابقه نداشت و باز هم يكي ديگه از عوامل بسيار تعيين كننده ي ديگر اين كه خواننده تا اون موقع يك مجري شنيداري بود امّا از اون تاريخي كه شما بهش اشاره مي كنين ديگه فقط شنيداري نبود ، بلكه ديداري هم بود و اونا رو در تلويزيون مي ديدن و طبيعي ست كه رنگ جذابيّت و جواني هم چشم بيننده رو نوازش  مي كرد . اين ها هم از عناصر و عواملي بودن كه باعث شكفته گي و رُشد هر چه بيشتر ترانه شد .

63. در اين دوره ترانه بيش از دوره ي هاي قبل دچار سانسور و اختناق انديشه بوده ؟

بله..... ولي وقتي از اون اون ور هم نگاه كني مي بيني كه بخش عمده يي كه در اون دوره تهيه شده ترانه هاي سياسي و ترانه هاي معترض و پُرخاگشر نيستند . در اون دوره توليد ترانه بسيار بالا بود . تصور نكنين كه اون چه به نسل شما رسيده همه ي آن چيزي ست كه توليد شده . چنين چيزي نيست . ترانه – مثل هر پديده ي ديگر هنري – يا عمرش زياده ، يا كمه . ترانه هاي زيادي بودن كه عمرشون كم بود و حتا دوره يي كه بوجود آمدن مجال زندگي كردن پيدا نكردن . ترانه هاي بسياري توليد مي شد و بعد راديو و تلويزيون اونا رو پخش مي كرد .                یكي از بزرگترين مراكز توليد اين آثار استوديويي بود به نام طنين كه متعلّق به چند تا از جوانان روشن فكر اون دوره بود كه يكي دوتاشون هم شخصاً در اين زمينه فعاليت مي كردن . مثلاً آقاي پرويز اتابكي كه آهنگساز بسيار خوبي است يكي از صاحبان اون جا بود ، يا آقاي تورج نگهبان – ترانه سراي پيشكسوت و يكي از بهترين آموزگاران و مشوّقين من – در اون جا نقش تعيين كننده داشت . آقاي بابك افشار كه آهنگساز بسيار مهم و تاثير گذاري دو اون دوره بود ، اون استوديو رو هم مي چرخوند و مدير اون جا بود . اون استوديو تقريباً شكل كارگاهي رو پيدا كرده بود كه ما در اون جا كار مي كرديم . وقتي مي گم ما طبيعي ست كه تورج نگهبان به عنوان يك آدم پيشكسوت و يكي از افراد تشكيل دهنده ي اون استوديوي صدابرداري و بعد من كه با تشويق تورج كار مي كردم و واقعاً اگر اون مي خواست مي تونست باعث بشه كه من رو به اون جا راه ندن و حتا از پي من آمده گان رو و من اون جا تجربيات گران بها رو اون جا به دست نيارم .

64. من با طرح اين سوال مي خواستم به يك سوال ديگه برسم كه حالا مطرحش مي كنم : بسياري – حتا متاسفانه بسياري از هنرمندان – اعتقاد دارن كه هنر در فضاي اختناق و سانسور بهتر مي تونه رُشد كنه و تنگناهاي فضايي كه هنرمند در اون زندگي مي كنه ذهن اون پوياتر مي كنه . نظر شما در اين مورد چيه ؟

همان طور كه شكسپير در زير شكنجه و وقتي دستُ پاشُ ارّه مي كردن هملت يا اتللو رو نوشته يا بودلر و رَمبو و وقتي در سياه چال اوين بودن اون آثار رو به وجود آوردن !!! اين چه حرفي آخه ؟ من نمي فهمم كدوم ديكتاتور و هنرمند خواري در جهان اين تيله رو انداخته وسط كه بعضي از همكاران ما هم به دنبالش مي دوند كه : بله! اختناق و سانسور باعث شكوفايي هنر مي شه ! اگه اين جوري بود شما فكرش رو بكنين كدوم يكي از هنرمندان بزرگ جهان در زندان و زير شكنجه و سركوب تونستن رُشد بكنن ؟ به من بگن از سوفوكل بگير تا شكسپير ، از شكسپير تا پينتر ، پيكاسو ، دالي ، بكِت ، لنون و ديلون و بونو و تمام غول هاي جهان رو اسم ببرن تا من ببينم چند نفر اين ها كه در اختناق زندگي كردن ؟                                                     فرموله كردن اين چيزها فقط از يك جامعه ي اختناق زده ي عقب مونده بر مياد كه حتا بودن وقوف ، به سانسور و سركوب مشروعيت مي ده .

65. شما فكر نمي كنين كه چنين طرز تفكري – البته اگه بشه اسمش رو تفكر گذاشت – از طرف خود حكومت هاي خودكامه در جامعه رواج داده مي شه ؟

دقيقاً ! اين ها از اون ور شيپور مي دمن ! مي گن چون در جامعه اختناق و سانسور بوده اين آثار ماندگار بوجود اومده و نمي گن كه اگر جامعه آزاد بود چه آثار بهتري بوجود مي اومد .

66. شاملوي بزرگ تعبيري رو درباره ي زنده ياد غلام حسين ساعدي به كار بُردن و گفتن كه بعد از تحمّل شكنجه هاي ساواك مانندِ درختي شده بودند كه ارّه ش كرده باشن و ديگه از اون پويايي سابق در ايشون خبري نبود .

آخه يك جان ناسالم ، يك جان ناخرسند و خراش برداشته چگونه مي تونه مثل يك جان سالم و عاشق و مغرور و بالنده بي آفرينه !                                                                   مگر در تيمارستان يك عدّه بيمار رواني بتونن يك سري آفرينش گري بكنن كه آثارشون فقط براي بيماراي دور و بَر خودشون جالب باشه .                                                           وقتي كه هنرمند شخصيّتش لطمه مي بينه امكان نداره مثل انساني كه شخصيّتِ سالمي داره بتونه به جهان نگاه بكنه ، بتونه در جهان و با جهان زندگي كنه و بتونه از جهان بار بربگيره و بازآفريني كنه . چون هر چيزي كه مي بينه و برداشت مي كنه برداشت هاي يك آدم ناخرسند ؛ برداشت هاي يك آدم آسيب ديده س و بنابراين آفرينشش هم دچار آسيب و لطمه مي شه .

67. دو ترانه ي رسول رستاخيز و طلايه دار شما هميشه بحث برانگيز بودن و حرف هاي زيادي درباره ي اونا و علت نوشته شدنشون زده شده . اگه امكان داره درباره ي اين دو ترانه و علت نوشتن و عواقب بعديش صحبت كنين ؟

خيلي ساده بود علتش .                                                                                   من رو به جُرم نوشتن ترانه هايي مثل جنگل و بن بست و خونه دستگير كرده بودن . آقاي قنبري رو براي نوشتن ترانه يي مثل بوي خوب گندم ، جمعه ، خاکستری . من بلافاصله بعد از آزادي به سربازي فرستاده شده بودم امّا داريوش كه اون ترانه ها رو خونده بود هنوز در بند نگه داشته بودن . پدر و خواهرش چند بار به من مراجعه كردن و من رو مسبب تيره روزي اون مي دونستن . من چاره يي جز پذيرش نداشتم . روزي پدر ايشون به من تلفن كرد و گفت كه براي من در كنار خانواده اش اجازه ي ملاقات گرفته . در ملاقات جمعي موضوع رهايي داريوش منوط به اجراي ترانه هم مطرح شد . در ملاقات بعدي كه بين من ، داريوش و بازجوي ما اتفاق افتاد . من پذيرفتم كه براي رهايي او ترانه يي بسازم . البته داريوش بعدها به من گفت كه آقاي قنبري – كه پس از رهايي در شوراي بررسي و تصويب اداره ي راديو به كار گماشته شده بود – هم ترانه يي نوشته بوده . من ترانه ي رسول رستاخيز رو نوشتم و بابك بيات ، سازنده ي آهنگ هاي جنگل ، بن بست و خونه بر اون آهنگي ساخت و در روز ششم بهمن همون سال من و داريوش رو به استوديوي تلويزيون ملي ايران بُردن . در اون جا منصور ايران نژاد – سازنده ي آهنگ رهايي – آماده شد كه پيانو بزنه و..... خلاصه بعد از چند بار تمرين كار به صورتِ زنده اجرا شد . چند روز بعد هم اداره ركن دو ارتش من رو كه دوران اجباري رو مي گذروندم به جُرم ساختن همون ترانه ي رسول رستاخيز دست گير كرد .                                             اين كل ماجراست كه بر من رفت و مطمئنم كه اسناد و مداركش در جايي توي ادارت مربوطه در ايران ثبت و آرشيو شده .

68. در سال هاي اوّل بعد از انقلاب دوره يي وجود داره كه در اون هيچ دستگاهي ناظر به كار ترانه نبوده ، امّا با وجود اين ترانه در اون دوره به جاي طلايه دار و جهت بخش بودن به سمتِ شعارزدگي رفت . دليل رو چي مي دونين ؟

خُب اين طبيعيه . براي اين كه پي درآمد هر انقلابي همين است . براي اين كه كلمه ي انقلاب با خودش معني خودش رو به همراه داره .                                                             یكي از اتفاقاتي كه مي اُفته دگرگون شدن و مشكوك بودن به ارزش هاي زيبايي شناسي و اخلاقي و انساني جامعه س و بنابراين وقتي در جامعه يي كه دچار سانسور بوده انقلابي مي شه طبيعي ست كه هر كي دلش مي خواد اون چيزي رو كه فكر مي كرده اگه تا به حال مي گفته توبيخ مي شده ، يا چيزي رو كه تا اون زمان گفته بوده و امكان پخشش رو نداشته اجرا و پخش و توليد بكنه و طبيعي ست كه به سمت شعار مي ره و شايد در اون دوراني كه شما مي فرمايين اصلاً نياز به شعار داشتيم ، به جاي شعر ، تا جامعه بتونه اون دوره رو سپري كنه . براي اين كه وقتي طوفان مياد بعضي از زيباترين پديده ها رو بايد پنهان كرد و ازشون مراقبت كرد تا از بين نرن و بعضي از پديده ها هستن كه جون مي دن براي همراهي و هم گامي و هم قدم شدن با طوفان و بعد هم يا در طوفان از بين مي رن يا با طوفان .

69. وقتي كه مثلاً يك نقاش از سرزمين خودش بكوچه باز هم مي تونه به كارش ادامه بده امّا ترانه سرا بايد نبض مَردم رو در دست داشته باشه و يكي از شريان هاي آفرينش گري ترانه سرا در ميان مَردمي كه به زبانشون ترانه مي نويسه بودنه . تعدادي از ترانه سرايان بعد از انقلاب از ايران رفتند . اين كوچ كه قريب به ربع قرن ازش مي گذره با ترانه هاي شما و ترانه سرايان هم هجرت شما چه كرده ؟

من قبل از جواب به اين سوال بايد يه توضيح كوچك بدم و اون اين كه ترانه سرايان نرفتند ، من نرفتم .                                                                                                   اتفاقي كه در ايران افتاد – و با هيچ جاي ديگر جهان قابل مقايسه نيست – اين است كه قبل از اين كه سيستم ترانه سرايي مثل من رو به تبعيد دچار بكنه كل ژانر هنري يي كه من و امثال من در اون فعاليّت مي كرديم رو خاموش كرد . رفتن به معناي اين است كه شما در مقابل راه دومي هم قرار بگيري .

70. شما روند موسيقي بعد از انقلاب رو به روند رو به رُشد مي دونين يا.....

گفتم . اگر جامعه جامعه ي رهايي بود هيچ كس نگران نبود هيچ كس نگران اين نبود كه پونزده شونزده نفر از ترانه سرايان بسيار خوب اون مملكت به غربت رفتن يا نرفتن ، چون جامعه توليد خودش رو مي كرد و تا به حال حداقل ششصد تا ايرج جنتي عطايي توليد كرده بود . اين اتفاق پيچيده يي كه افتاده متر و معيارهاي قبلي رو نمي شه در موردش اعمال كرد ، چون ديگه اگري وجود نداره .

+ نوشته شده در  یکشنبه یکم شهریور 1388ساعت 15:32  توسط حسام | 

 

سلام عرض می کنم خدمت شما یاوران عزیز

امروز می خوام بخشی از سوالات مردم که از داریوش عزیز پرسیدند رو واستون بنویسم . خیلی جالبه پیشنهاد می کنم سیو کنید صفحه رو تا الکی کارت اینترنت تون هدر نره ، بعد بخونید .

 پاسخ سوالات شما عزيزان از طرف داريوش اقبالي {بخش اوّل}

 

1. وحيد محمّدي از افغانستان گفته كه من يكي از طرفداران شما هستم ، خيلي دوست دارم كه شما افغاني هم بخوانيد ؟

ممنون از اين برادر افغاني . من در قديم چند آهنگ با ملودي افغاني خواندم ولي حتماً در آينده آهنگهاي افغاني هم خواهم خواند .

2. چندين پيك براي بي بي سي فرستاده شده و در مورد آهنگ ياورهميشه مومن سوال شده كه آيا داستاني پشت اين آهنگ هست . شاعر و آهنگسازش كيست ؟

سازنده آهنگ ، دوستم آقاي فريد زلاند هستن . آقاي واروژان اون رو تنظيم كردن و شعرش را هم آقاي ايرج جنتي عطايي سرودند .                                                                  شاعر حتماً براي خودش داستاني داشت كه اين شعر را سرود و البته به ما هم نگفت . ولي زيبايي اين شعر ، اين است كه هر كس مي تواند با ديدگاهي كه خود دارد از اين شعر برداشت شخصي داشته باشد . حتماً براي شاعر چنين اتفاقي افتاده كه از اون ايده گرفته .

۳. حميد كابلي از كاندا ميگه كه سالهاي زيادي است كه از آهنگهاي شما لذت مي برم شنونده هاي افغاني شما هم كم نيستند ولي از جانب شما گويا خيلي علاقه ي متقابلي وجود ندارد ؟

دوست عزيز شما چطور به اين راحتي انسان را محكوم مي كنيد . اين طور نيست و من بسيار علاقه مند هستم ولي بر اساس چه الگويي اين حرف را مي زنيد . اتفاقاً من از طريق يك دوست افغاني كه دارم ، قرار شده كه تعدادي از آهنگهاي قديمي افغاني را تهيه و اگر احتياج به بازسازي داشته باشد ، انجام دهیم .

4. سبحان ابوذر از مشهد گفته كه من آهنگساز هستم و مي خواستم بدونم كه مي تونم چند آهنگ رو به شما بدم ؟

اگر كاري باشه كه من و به خودش جذب كنه در اولويت قرار مي گيره و اوّل صف قرار      مي دهم و حتي مواردي بوده كه جوانان براي من روي كاست ضبط كرده بودند يا شعرش را به من داده بودند كه من به آن علاقه مند شدم و سريع آن را اجرا كردم . ولي اين مهم است كه آن شعر و آهنگ چه حرف جديدي داشته و چقدر متفاوت باشد .

5. محمّد جواد از اصفهان گفته كه آيا اگر انسان به عشقش برسه شيرين تر است يا كه بهتره به اون نرسه ؟

چرا كه نه ، انسان بهتره كه به عشقش برسه ولي بايد براي نگه داشتنش تلاش كنه .

6. سينا از تهران پرسيده كه شما با همسرتون خانم ونوس چطور آشنا شدين ؟

من همسرم را از سالها قبل كه با خانواده ي ايشان دوستي داشتيم مي شناختم و به خاطر اين روابط دوستانه از ابراز عشق و علاقه خود نسبت به ايشان خودداري مي كردم و حتماً مي داني چه مشكله بيان احساس ، زماني كه نگراني مبادا جواب منفي باشد . اولين بار من ايشان را در سال 1998 در پاريس ملاقات كردم و در سال 2003 از ايشان تقاضاي ازدواج كردم و ما به تازگي صاحب فرزندي شديم كه اسمش را ميلاد گذاشتيم چونكه در كنار هر دوي آنها احساس خوشبختي مي كنم و از خداوند سپاس گزارم كه به زندگي من ميلادي دوباره داد .

7. عسگر سعيدپور از شيراز پرسيده كه همسرتون كدام آهنگ شما رو بيشتر دوست دارند ؟ و آيا براشون مي خونيد ؟ و خودتون كدوم آهنگتون رو دوست دارين ؟

همسر من آهنگ شيرين شيرين رو خيلي دوست دارند و اگر بخوان هميشه براشون مي خونم . اين سوال سختي هستش چونكه من همه رو دوست دارم ولي آهنگ بي همگان به سر شود ، بي تو به سر نمي شود را خيلي دوست دارم كه شعر اين آهنگ رو آقاي شهيار قنبري با اقتباس از يكي از شعرهاي مولوي گقته شده .

8. وحيد از ياسوج سوالي كه پرسيده اين هست كه چرا شما هيچ وقت ريشتون رو نمي زنيد ؟

علتش اين است كه من ديگه عادت كردم به ريش داشتن و با اون راحت هستم و يك دليل ديگه هم به خاطر اين هست كه پوششي هست بر روي قسمتي از صورتم كه با اسيد سوخته بود .

9. آقاي داريوش مي شه يك خلاصه اي از اون حادثه رو براي من تعريف كنين ؟

اون موقع و حتي الان در آمريكا روزنامه ها براي بالا رفتن تيتراژ خودشون داستانهاي غير واقعي درباره خواننده ها مي ساختند كه من هم از اين مسئله مستثني نبودم . شايعاتي رو در مورد من نوشته بودند و اون توطئه اي بود كه توسط چند روزنامه خاص از قبل شده بود به طوريكه حتي عكسهاي اين روزنامه ها هم در اونجا حضور داشتند .                                         من در كاباره جزيره مشغول خواندن آهنگ نفرين نامه بودم كه خانمي به روي صحنه آمد و روي صورتم اسيد پاشيد و من باعث و بانيش را چند رسانه داخل كشور مي دونم كه به دروغ در مورد من مطلب مي نوشتند ، من اون موقع 23 – 24 ساله بودم .

10. محمّد از جهرم با پيكي كه به بي بي سي داده پرسيده كه آقاي داريوش خواننده محبوبتون كي هست ؟ و از نظر شما دوست كي هست ؟ و عشق يعني چه ؟

من صداهاي اكثر خواننده هاي همكارم را گوش مي كنم و دوست دارم . من اگر كار خوبي بشنوم ، لذت مي برم و هيچ وقت به اين فكر نكردم كه طرفدار چه كسي هستم .                 دوست كسي هست كه همدل باشه تا همزبون . ميگن : از حرف دوست نرنج ، اگر عمل خلافي كرد ازش برنج . دوست اوني هست كه حقيقت را مطرح كنه ، دلسوزت باشه و در سختي ها همراهت باشه . دوست اوني هست كه با احترام باهات برخورد كنه و پشت سر تو هموني باشه كه در مقابلت هست .                                                                                  عشق زماني رشد مي كنه و شكل مي گيره كه كاري كنيم كه طرف مقابل ما رو دوست داشته باشه و نه اينكه فقط بگيم من چي رو دوست دارم . در عشق آدم بايد كاري كنه كه طرف مقابل آزار نبينه عشق اوني هست كه دو نفر به هم احترام كامل بذارن و خود رايي در اين رابطه جايي نداره . عشق يعني  گذشت ، يعني ايثار ، يعني محبّت . عشق چيزي نيست كه وقتي بهش برسيد اون رو محدود كنيد و بخواهيد تحت كنترل و اختيار خودتون در بياوريد .

11. سيد مهدي و جعفر موسوي از اراك پرسيده اند كه در مورد آهنگ شقايق توضيحي كوتاه بدهيد ؟

من اين حرفهايي كه مي خوام بزنم از زبان سرفراز مي گم .

زنده ياد خسرو گلسرخي ، شاعر شهيد خلق را از روزگار قلمزني ام {در دفتر يكي از مجله هاي هفتگي} مي شناختم . با شنيدن خبر دستگيري و اعدامش ، اين ترانه در من آغاز شد و مرهم زمزمه هاي پنهاني بر زخم بغضي بود كه هرگز به شكستن نرسيده و نتوانستيم آن را سير گريه كنيم . از آنجا كه نوشتن و بر زبان آوردن بسياري كلمات و تركيبات به دستور اداره ي نگارش ساواك قدغن شده بود و مجازات اطاعات نكردن از اين فرمان زندان بود و اعدام ، به ما اجازه ندادند به نام «گلسرخ» و براي او مرثيه بسازيم . همچنان كه در متن شعر بارها و بارها دخالت كرده و دست بردند – به شهادت فريد زلاند كه بيش از همه براي تصويب اين ترانه در تكاپو بود – امّا هر بار با اعمال زور و تغييرات آنها ، من مقاوم تر شده و بر عقيده ي خود راسخ تر ، همان مفاهيمي را كه ممنوع شده بود با كلمات و استعاره هاي تازه تري نوشته و دوباره براي تصويب عرضه مي كردم . مثلاً به جاي «گلسرخ» ، «شقايق» به جاي «زندان» ، «گلخونه هاي بي كسي» و ..... بالاخره با هزار عذاب هراس آلود ، ترانه اي كه مي رفت تا سومين اثر جاودانه ي فريد {آهنگ بر روي شعر} باشد . شكل آهنگ گرفت . امّا چگونه ؟ اين ترانه سه سال در محاق ماند تا اينكه سرانجام در سال 1355 ضبط و پخش شد .

12. چرا در سايت شما امكان دانلود كردن آهنگ ها وجود نداره ؟

من طي صحبتي كه با طراحين سايت انجام دادم قرار شده كه تا حدوداً چهار ماه آينده تمام آهنگهايم بر روي سايت قرار بگيره و خودم هم مشغول نوشتن متن آهنگ ها هستم ، كه هيچ غلطي نداشته باشن .

13. و آيا ضرر نيست براي شما ؟

ضرري از اين بالاتر نيست كه ما غربت نشين هستيم . ما دوست داريم كه همه صداي ما رو بشنوند .

14. حسام از تهران ميگه كه آقاي داريوش خوب مي شه كه اگر آهنگهاي قديمي معروفتون رو دوباره بخونيد چونكه خيلي از اونها با کیفیت بد در بازار وجود دارن ؟

اين عزيز كاملاً درست ميگه . اميدوارم وقتي بشه كه بتونم اين كار رو انجام بدم .

15. چند تا از بچّه ها پرسيدند كه زادگاه شما كجاست ؟ و اهل كجا هستين ؟

من در تهران به دنيا آمدم ، در خيابان تخت جمشيد . ولي پدر و مادرم اهل آذربايجان {میانه} هستند .

16. مهناز از آلمان پرسيده كه چرا شما يك آلبوم به زبان تركي نمي خوانيد ؟ و آيا آهنگي به اسم حيدربابا به زبان تركي خوندين ؟

من چندين بار سعي كردم كه اين كار و انجام بدم و بالاخره هم انجام خواهم داد چون من نيتم اين هست كه آهنگ تركي را با سازهاي اصيل و نه سازهاي غربي بخوانم و تصميم دارم اگر در باكو يا آذربايجان كنسرت داشته باشم حتماً مجموعه اي را به زبان تركي به صورت سي دي ضبط  كنم . اين آهنگ رو من و آقاي داوود بهبودي با ساز اصيل خونديم ولي اين آهنگ خام بود و هنوز كامل نشده بود و يكي از استوديوهاي كه در لس آنجلس هست اون رو به همين صورت منتشر كرد .

17. بهنام از اصفهان پرسيده كه آيا آهنگ گل بي خارو شما خوندين ؟                                    

نه من چنين آهنگي رو نخوندم و صداي من نيست . شباهت صدا هميشه وجود داره و به قول دوستي يك جوكي مي گفت كه در يك مسابقه اي كه براي تقليد از صداي داريوش برگزار شد ، و داريوش هم شركت مي كنه و چهارم مي شه .

18. در مورد اعتياد براي بي بي سي سوالهاي جالبي آمده كه از شما پرسيدن . مهدي حسني از تهران گفته لطفاً از آقاي داريوش بپرسيد براي جواناني كه براي بهتر درس خواندن از مواد مخدر استفاده مي كنند چه توصيه اي داريد ؟ و همين طور ياشار رحيمي از ياسوج گفته اگر ممكنه جوانان داخل وطن رو به ترك اعتياد راهنمايي كنيد چون شما مثل فرشته نجات براي اين جوانان هستيد ؟

من سعي مي كنم از طريق برنامه هاي راديويي ، تلويزيوني و سمينارهايي كه برگزار مي كنيم آگاهي لازم رو براي مبارزه با اين بيماري كه سرزمين ما رو داره از بين مي بره و جوانها رو آلوده مي كنه ، بدهم . جوان ها فكر نكنن كه با كشيدن يك سيگار و خوردن يك قرص به دام اعتياد نمي افتند و خودشون رو مستثني ندونند . اين مثل دانه اي هست كه كاشته و آبياري مي شه كه بعدش ديگه كنترل كردنش مشكله . من كه اين تجربه تلخ رو دارم مي خوام به شما بگم كه اين بيماري در درون شما رشد مي كنه و باعث آزارتون مي شه . مثلاً براي اينكه امتحان رو خوب بديد قرصي مصرف مي كنيد ، ممكنه در لحظات آني به شما يك انرژي كاذب بده ولي در هنگامي كه بايد مغزتون كاري انجام بده كاملاً قفل مي شه و از كار مي افته . و اين مواد انرژي زيادي مصرف مي كنند . من خواهشم اينه كه خودتون و جسم ، روحتون رو در اختيار هيچ مواد مخدري و حتي ساده ترينش هم قرار ندين چون براي معتاد شدن هيچ كسي مستثني نيست ، هر كس كه ميگه من مصرف مي كنم ولي معتاد نمي شوم ، اشتباه  مي كنه چونكه به مرور اين مسئله درونش رشد مي كنه و مثل يك زنداني مي شود كه نمي دونه مشكلش چيه . من اميدوارم كه با پيامهايي كه در آينده از طريق سمينارها و برنامه هاي ديگه خواهم داشت آگاهي هاي لازم رو هم به جوانان بدهم .

19. آرش از بلژيك پرسيده كه چرا شما كارتون رو با راديو ايران متوقف كردين ؟

متاسفانه دلايل مختلفي وجود داره . مديريت راديو برخوردهاشون و ديدگاهشون خيلي متفاوت بود . البته نمي خوام وارد جزئيات بشم چونكه همه از نظر من محترم هستن . نقش رسانه هاي خارج از كشور بسيار مي تونه سازنده باشه و ميشه پيام هاي آگاهي دهنده ي زيادي از اون طريق فرستاد ولي متاسفانه راديو ايران ترجيح داد همكاريش رو با ما قطع كنه ، كه به خاطر مسائل و ديدگاههاي سياسي شون بوده ، ولي ما هم دست از تلاش بر نداشتيم تا يك پايگاه ثابت ، مفيد و بي طرفي رو براي اين كار پيدا كنيم .

20. شهريار از شيراز پرسيده كه شما و آقاي ابي در چند مورد همكاري مشترك داشتين ، چه مسئله اي پيش اومد كه همكاريتون ادامه پيدا نكرد ؟

من و ابي با هم اختلافي نداريم ، من صداش رو خيلي دوست دارم و براش هم احترام زيادي قائل هستم . هر انساني ديدگاه ها و سليقه هاي متفاوتي داره . در مورد كنسرت دبي هم تنها اختلاف سليقه اي پيش اومد كه بستگي به شرايط خوندن در اونجا داشت .

21. دامون از تهران مي خواهد نظر شما رو در مورد موسيقي راك سنگين بدونه و اينكه آيا اصلاً گوش مي كنين‌ ؟

من اشعاري كه در آهنگهاي سنگين راك خونده مي شه رو دوست دارم .

22. مهدي حسني از تهران ميگه كه كتاب سال صفر را اردلان سرفراز وارد بازار كرده و در اون اشاره مثبتي به شما نكرده ، رابطه شما الان چطور هست ؟ و سرانجام آهنگ سال صفر چي شد ؟

شايد ايشون هيچ چيز مثبتي در من نديده ! ولي احتمالاً ناراحتيشون به خاطر اين هست كه چرا سال صفر به اين روز افتاده و چرا در اسارت هست ، و فكر مي كنه كه مقصر من و فريد زلاند هستيم كه اين كار مونده و هنوز منتشر نشده . من هنوز با ايشون در ارتباط هستم و بهشون هم احترام مي ذارم . ايشون واقعاً از مشكلاتي كه ما در لس آنجلس براي تهيّه آهنگ ها داريم بي اطلاع هستن .

23. و آخرين سوال اينكه شما به كدوم آهنگ افتخار مي كنين ؟

من همه آهنگهام رو دوست دارم كه خوندمشون ولي به آهنگ «دوباره مي سازمت وطن» افتخار مي كنم . 

  ----------------------------------------------------------------------------------------- 

پاسخ سوالات شما عزيزان از طرف داريوش اقبالي {بخش دوّم}

                      

1. آقاي داريوش سپاس از اينكه اين مصاحبه رو با ما انجام دادين . الان در آمريكا هستين ؟

بله من در لس آنجلس آمريكا هستم و دوشنبه هم راهي استراليا هستم .

2. سوالات زيادي براي ما فرستاده شده و شروع مي كنيم با سوال ميترا از داراب كه سنتون رو پرسيده ؟

من متولد سال 1329 هستم و اگه اشتباه نكرده باشم ۵۸ ساله هستم .

3. شما از چند سالگي خوانندگي رو شرع كردين ؟

به صورت رسمي از 19 سالگي با گروهي به نام «شش و هشت» يا «چشمك» كه در تلويزين شوهاي هفتگي داشت با كارگرداني آقاي فرشيد رمزي ، آقاي پرويز مقصدي همراه با كيوان و افشين و بقيّه ي دوستان خوانديم .

4. نويد از كانادا مي پرسه كه آقاي داريوش شما ساز هم مي زنيد ؟ چند وقت و چه سبكي ؟

من به صورت حرفه ايي ساز نمي زنم ، تا اونجايي كه خودم بتونم براي آهنگهام گامي و مضرابي انتخاب كنم ولي به صورت ابتدايي .

5. فرشيد از شيراز به بي بي سي پيك داده و از شما پرسيده كه شما ترانه هاي مختلف و زيادي اعم از سياسي ، اجتماعي و حتي شاد اجرا كرديد چطور اينقدر كار شما تنوع دارد ؟

خوشحالم اين تنوع رو ديديد . من فكر مي كنم كه انسان در هر دوره از زندگي اش تغيير و تحوّل و رشد مي كنه . اين انتخاب ها هم چون از روي احساس بوده در نتيجه پيرو همين مسئله ، در كار تنوع بوجود آمده . موقع جواني آهنگ ها شادتر هستن ولي هر چه بيشتر وارد اجتماع ميشي و بيشتر با مسائل آشنا ميشي ، طبيعتاً طرز تفكّر و ديدگاه تغيير مي كنه . من هم دقيقاً احساساتم و انتخاب آهنگهام در اون زمان به هم مربوط بودن .

6. نسا از اهواز ميگه كه شما چرا ترانه هاي غمگين مي خوانيد ؟

من اسمش رو غمگين نمي گذارم . من خودم غمگين بودن رو دوست ندارم و هميشه خواستم از غم فرار كنم و هميشه مي گم كه غم مال باده گساران است ولي ديدگاه و احساس اون عزيز كه اين طوري فكر مي كنه براي من محترمه ، امّا واقع گرايانه بخواهيم نگاه كنيم ، واقعيت ها هم غم دارند و سخت هستند . من متاسفم كه آهنگهام غمگين هستن ولي بين اين همه خواننده اي كه شاد مي خوانند اشكالي نداره يكي هم غمگين بخونه .

7. زهرا از تهران پرسيده كه آقاي داريوش شما تا به حال ترانه هاي مردمي خونديد امّا آلبوم معشوق همينجاست كار بسيار موفقي بوده . آيا شما قصد داريد آهنگ با استفاده از شعرهاي مولانا بخونيد ؟

بله حتماً . من قبلاً هم از شعر شاعرهاي قديمي مثل حافظ و مولوي استفاده كرده بودم و اين آلبوم هم براي من جايگاه خوبي داره و تلاش مي كنم كه با اين شكل و شمايل و با موزيك مدرن و اشعار شاعرهايي مثل مولوي آهنگهاي ديگري هم بخونم .                                           من البته در حال حاضر 10 آهنگ ضبط شده دارم كه گاهي حتي خودم هم دچار سردرگمي مي شم و بعضي ها حتي هيچوقت شنيده نمي شود و به بايگاني مي روند .

8. چند تا از بچّه ها پرسيدن كه چرا هنوز آلبوم سال صفر بيرون نيومده و در قرنطينه هست ؟

بهزاد جان بايد بگويم دليلش به خاطر قرار دادهايي هست كه شاعر با شركت تهيه آهنگ بسته است ولي اين اميد رو دارم كه بعد از اين آلبومي كه در تداركش هستم به اسم راه من يك آلبوم عاشقانه ايي هست كه من در طي 15 سال جمع آوري كردموشن كه وارد بازار كنم و بعد از اون حتماً آلبوم سال صفر رو كه تقريباً آهنگهاش آماده هستن رو عرضه مي كنيم . مساله شركت ها براي اينكه براي خواننده يا آهنگساز مشكل قانوني پيش نيايد هميشه وجود دارد .

9. داريوش از تهران پرسيده كه آلبوم راه من كي وارد بازار مي شود ؟

فكر مي كنم كه تا آخر ماه سپتامبر اين آلبوم وارد بازار شود .

10. فرزانه از يزد پرسيده كه چرا آقاي داريوش از جمع هنري خارج از ايران و بقيّه ي هنرمندان دوري گزيده و انقدر گوشه نشين است ؟

در واقع چنين چيزي نيست كه من از جمع هنري دوري كرده باشم ، جامعه ما در خارج از كشور كلاً از همديگه دور هستن . هر كسي متاسفانه به دنبال مسائل و خط مشكي خودشه . همه تك روي مي كنند و كار تيمي در جمع ما خيلي ناموفق است . من اميدوارم يك موقعيتي پيش بياد كه همه دور هم جمع بشيم چونكه من از تنهايي خوشم نمي ياد .

11.سعيد از مشهد در پيامي كه براي بي بي سي فرستاده گفته كه آيا شما مي خواهيد با خواننده هاي جوان مثل افشين در آينده كنسرتي اجرا كنين ؟

اميدوار هستم . من دوست دارم با جوان ها كنسرت اجرا كنم چونكه من خودم هم اين دوره رو گذروندم . اينكه كسي مثل من كه تجربه بيشتري داره با جوان هايي كه تازه وارد اين كار شدند كنسرت مشترك اجرا كنن لازم هستش كه زيبايي معنوي خودش رو داره هم موثره . من هم صداي افشين و خودش رو بسيار دوست دارم و جواني خودم رو به يادم مياره و اگر فرصتي پيش بياد با هر كدوم از جوانها مايلم كه كار مشتركي انجام بدم .

12. يه سوال جالب كه عادل از بغداد فرستاده و پرسيده كه آيا اگر اوضاع بهتر شود آيا حاضريد براي ما در عراق بخوانيد ؟

من آرزو مي كنم در اون سرزمين جنگ و كشتار نباشه . بله حتماً

13. شهيار عباسپور از اهواز گفته كه آيا شما واقعاً مي خواهيد تا آخر عمر در خارج از ايران بمانيد ؟

شهيار عزيز تو هم دعا كن ، ما كه در اين مدّت خيلي مشتاق بازگشت بوديم .

14. محمّد شمسايي از تهران پرسيده كه بزرگترين آرزوي شما چيه ؟

من همه جاي دنيا مي تونم برم به جز سرزمين خودم . آرزو دارم كه بتوانم روزي در زير آسمان ايران براي مردم كشورم آواز بخوانم .

15. يه سوال ديگه اي كه صمد از كرمان پرسيده اينه كه چرا هر حكومتي به سر كار مياد با شما مخالف هست و مشكل داره ، چه زمان شاه و چه امروز ؟

فكر مي كنم من با اونها مخالف هستم و علتش هم استبداد ، محدوديت هاي اجتماعي ، فشار بر مردم و آسيب هايي كه هم وطنانم مي بينند است .

16. محمّد از نيريز پرسيده چرا شما اغلب ويديو كليپ نداريد و اونهايي هم كه هستن خيلي كم هستن ؟

اين سوال را خيلي از دوستان از من پرسيدند ، من راستش در رابطه ويديو كليپ آدم فقيري هستم چونكه هميشه تمام تلاشم رو مي كنم كه اصل مساله يعني صداي آهنگ درست و با كيفيت خوب باشد . گاهي هم پيش مياد كه شخصيت آهنگ با ويديو جور در نمياد به اين خاطر كمتر به كارگردان ها رجوع مي كنم ، البته گاهي هم كارگردان شخصيت آهنگ رو عوض مي كنه . يكي از مشكلات من اين هست كه كارگردان كليپ هم مثل شاعر بايد هماهنگي و همفكري با خواننده داشته باشد . متاسفانه معمولاً بين من و شاعر و كارگردان فاصله مكاني زيادي وجود داره . اين پراكندگي باعث شده كه من در تهيه ويديو براي آهنگهام بشم .

17. توريني پرسيده كه آيا هنوز خودتون رو سياسي مي دونيد و اگر بله ، طرفدار كدوم گروه هستين ؟

چيزي كه بايد بگويم اينه كه ما سياسي زندگي مي كنيم . الان شرايط زماني ما سياسي هست و غربت نشيني هم خود به نوعي زندگي سياسي هست . من وابستگي به گروه يا شخص يا حزب خاصّي ندارم و هيچ وقت هم نداشتم ، به اين خاطر كه گرايش ايدئولوژيك ندارم به جز اينكه آدم آزادي خواهي هستم و آزادي سرزمين و مردمم رو دوست دارم ببينم و الان زمان فرا ايدئولوژي هست براي رسيدن به خواسته هاي مردم و دمكراسي .

18. آرمان شروان از اصفهان پرسيده كه آيا موسيقي ايران بعد از انقلاب پيشرفت داشته ؟

موسيقي داخل ايران به اسارت كشيده شده . اوايل انقلاب كه اصلاً ممنوع بود امّا بر عكس فيلم رشد كرد . امّا موسيقي با جوان هايي كه هستن و استعدادهاي زيادي كه در اون سرزمين هست شديداً رشد كرده و شاهد صداهاي خوب و موسيقي هاي خوب هستيم . هر چيزي كه در سرزمين ما مانع شده ، رشد زيادي كرده .

19. الهام از سمنان مي خواد بدونه كه دختر شما بيتا چند سالش هست و چه مي كنه ؟

بيتاي من ۱۷ سالش هست و با مادرش زندگي مي كنه و البته هفته اي چند بار هم با هم در تماس هستيم .

20. و آخرین سوال ، ياشار رحيمي از ياسوج گفته كه زيباترين جمله در زندگي شما چي هست؟

زيباترين اين هست كه كسي بهت بگه دوستت دارم ولي دردناك ترين ، كلمه زندان هست .

 

اینم سوالات مردم از داریوش که به نظر من در نوع خودش جالب و خواندنی بود ، نظر یادتون نره دوستان . متاسفانه به دلیل فیلتر شدن اکثر سایتها نمیشه عکسی آپلود کرد در اولین فرصت حتماً عکس و آهنگ برای دانلود خواهم گذاشت .                                                   پیروز و پاینده باشید

         

+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم مرداد 1388ساعت 13:26  توسط حسام | 
 

سلام به هواداران داریوش و ابی عزیز

امروز می خوام سوالاتی که مردم از ابی عزیز پرسیدن و جواب ابی به اونها چی بوده پیشنهاد می کنم اول از اینترنت خارج بشین سپس مطالب رو بخونید . این طوری کارتتون هم هدر نمیره ، ولی نظر یادتون نره دوستان .

۱. اولین سوال را شروع می کنیم که امیر از تهران پرسیده که چه مدتی است سایت شما به راه افتاده ؟

در حدود هفت یا هشت ماهی می شود . آقای نوید سهیلیان در درست کردن این سایت خیلی به من کمک کردند . البته فکر می کنم در آینده این سایت بهتر از این هم بشه ، همچنین تصمیم گرفتم وقت بیشتری را برای پاسخ دادن به ایمیل ها بگذارم . چرا که تاکنون فرصتی نداشتم به تک تک ایمیل ها جواب بدم .

2. علی از مشهد پرسیده که چرا شما یک وبلاگ در سایت خود نمی گذارید تا با طرفدارانتان نزدیک تر بشوید و از این طریق ارتباط بهتری برقرار کنید ؟

البته حتماً کوشش می کنم این وبلاگ رو درست کنم تا طرفداران و دوستان را در جریان کارهای روزانه خودم که در واقع خلاصه می شود به شنیدن موزیک های مختلف ، تماشای فوتبال یا تنیس ، پیاده روی و صرف چای قرار بگیرند .

3. حميد از کانادا پرسیده که چرا شما آهنگ «ای یار بگو» را با آرش و به سبک موسیقی الکترونیکی خوانده اید و اصلاً چرا با خواننده تازه کاری مثل آرش همکاری می کنید ؟

من آرش را قبل از خوانندگی ایشان می شناسم . برای من سبک موسیقی الکترونیکی جالب بوده است . وقتی که کمپانی ورنر در سوئد به من پیشنهاد کرد که با آرش یک آلبوم درست کنم ، من فکر کردم این موقعیت جالبی خواهد بود ، زیرا که کیفیت ضبط ترانه ها خیلی بهتر می شود و همچنین از این طریق ارتباط بهتری با نسل جوان امروزی – که بیشتر تمایل به سبک موسیقی ها جدید دارند – برقرار می شود . آهنگ «ای یار بگو» را با آرش به طور دو صدایی به سبک الکترونیکی اجرا کردیم . در آینده هم قرار است با کمک آرش و دوستانش یک آلبوم جدید بسازیم و در این آلبوم دی جی الی گیتر آرش ترانه های قدیمی را به سبک الکترونیکی بازسازی می کنند .

4. این آلبوم جدید که به سبک الکترونیکی خواهد بود چه مدتی طول خواهد کشید تا بیرون بیاید ؟

من فکر می کنم که تقریباً یک سالی طول بکشد .

5. ندا از اصفهان گفته كه شما تصمیم داشتید که آلبوم «شب نیلوفری» که حدود یک سال پیش بیرون آمد ، آلبوم آخریتان باشد . آیا نظرتان را تغییر دادید ؟

خیر ، من کوشش می کنم تعداد کنسرت ها را کم کنم . فکر کنم بعد از پایان این تور کنسرت ها در آمریکا و بعد در دو تور اروپا ، یک کنسرت خداحافظی بدهم . البته این مانع از خواندن من نخواهد شد زیرا این عشقی است که از آن رهایی نخواهم داشت . امیدوارم که بتوانم بعد از آن هر دو سال یک بار یک سینگل و شاید هم از طریق ام پی تری بیرون بدهم .

6. داریوش از تهران گفته که می خواست بداند زیباترین آهنگی که تا حالا شنیدید ، البته به جز آهنگهای خودتان ، و خواننده محبوب شما چه کسی هست ؟

من به خیلی از آهنگها علاقه دارم از جمله موسیقی یونانی . از خواننده های محبوب من پیترگابریل ، فردی مرکوری ، استیگ ، بونو و جیم موریسون از گروه راک The doors است.

7. خیلی ها می پرسند که به چه دلیلی کشور سوئد را برای اقامت انتخاب کرده اید ؟

به دلیل همسرم مهشید که در سوئد زندگی می کرد . از وقتی که پسرم درسش را تمام کرده و الان در آمریکا در دانشگاه به تحصیل مشغول است ما بیشتر در اروپا هستیمو در آینده نزدیک به اسپانیا خواهیم رفت .

8. یک خواننده 17 ساله می پرسد وقتی که هم سن و سالهای آنها بودی چه آرزوهایی داشتید ؟ آیا واقعاً فکر می کردید یک روزی این همه مشهور و محبوب بشوید ؟

در دوران نوجوانی علاقه ی شدیدی به موسیقی داشتم و می خواستم خواننده بشوم و هیچ وقت انتظار مشهور شدن را نداشتم .

9. شما در کابل طرفدار زیاد دارید و یکی از خوانندگان افغان پرسیده که آیا با موسیقی افغانی آشنایی دارید یا می خوانید و آیا امکان برگزاری یک کنسرت در کابل امکان پذیر است ؟

من آهنگ افغانی نخوانده ام ولی با موسیقی افغان آشنایی دارم از جمله احمد ظاهر و جلیل زلاند . امّا در اجرای کنسرت در کابل امکانات بسیار کم می باشد . ولی امیدوارم شاید در آینده امکان پذیر باشد .

10. فرشاد از اهواز می پرسه که نظر شما در مورد موسیقی مایکل جکسون چیست ؟

من فکر می کنم که موسیقی مایکل جکسون از نظر هنر و تکنیک خوانندگی بسیار جالب توجه می باشد مخصوصاً دوران خوانندگی او با گروه جکسون فایو .

11. نرگس از تبریز پرسیده که شما کدام خواننده را الگوی خود کرده اید ؟

در واقع در آن زمان الگویی وجود نداشت در آن زمان آهنگهای کوچه بازاری از جمله علی نظری و داوود مقامی ایتالیایی و غیره پخش می شد . من از سن نه سالگی به موزیک آقای ویگن ، آقای عارف و آقای منوچهر گوش می دادم .

 12. آیا دوست دارید به ایران برگردید و آیا در انتخابات ریاست جمهوری شرکت می کنید ؟

برای من خوانندگی مهمتر است و سیاست با هنر هیچ نزدیکی ندارد .

13. آقای ابی لطفاً در مورد کنسرت گیبسون آمفی تئاتر ، در 22 جولای توضیح بدید ؟

برنامه ی 22 جولای رو متاسفانه کمپانی کنسرت و یک مقداری به من دیر تاریخ دادن . در واقع من در سفر بودم و دسترسی به من مشکل بود و این دوستان بدون هماهنگی تبلیغات رو شروع کردن . زمانی که من فهمیدم بهشون گفتم که کنسرت لس آنجلس خودش دو ماهی به زمان و آمادگی نیاز داره . چون کنسرت های لس آنجلس رو معمولاً با ارکستر بزرگتر اجرا می کنم و گاهی با ارکستر سمفونیک سی ، چهل نفره اجرا می کنم و گاهی سازهای بادی اضافه می کنم . من از این دوستان خواهش کردم که این تاریخ رو فعلاً متوقف بکنن . کنسرت رو بگذارن برای وقتی دیگه ، که به دوستان اعلام میشه

14. چرا کنسرت ها ویدئو نمیشه ؟

به دلیل اینکه سالن هایی که ما باهاشون کار می کنیم در آمریکا ، یکسری قوانین سفت و سختی دارند ، مثلاً اگر بخواهیم یک کنسرت رو ویدئو بگیریم ، با یک دوربین و دو دوربین ، کار زیبا و قشنگ در نمیاد و حداقل به شش ، هفت دوربین نیاز هست . در ضمن در همون زمان اجرا باید صدابرداری بشه ، باید استودیو یا واحد سیّار بیارن که کارگردان در خارج سالن بتونه در همون لحظه ادیت بکنه صحنه هایی رو که می خواد و بعد باید استودیوی صدای 24 ترک و یا 48 ترک باید همون موقع بیاد و بعد ما اونهارو ببریم که روشون کار بکنیم . غیر از این چون اینها ، سالن های اتحادیه هست ، برای گرفتن یک ویدئو هفتد تا هشتاد هزار دلار مخارج بر   می داره و چون بازار فروش دی وی دی در موزیک ایرانی اصلاً قابل توجه نیست ، رو این حساب کمپانی ها یا کنسرت گذارها براشون پرداخت این مبلغ مشکل هست . من 10 ، 12 سال پیش این کارو کردم ، در سالی که اون سالن در اون زمان اینقدر سخت گیر نبود ولی الان بسیار سخت گیری می کنند . شاید در آینده بتونم یک برنامه ای رو خودم ضبط بکنم . بیشتر از سازهای آکوستیک استفاده بکنم برای یک برنامه ی زنده و یک ویدئو بگیرم .

15. مزدا از آلمان پرسیده که زمان انتشار آلبوم بعدی کی هست و چطور میشه که آلبوم مثلاً سه سال طول نکشه و زودتر به دست ما برسه ؟

البته ، هنوز بگذارید آلبوم حسرت پرواز کار خودشه بکنه . چون یک آلبوم تا بخواد جا بیفته سه ، چهار ماه وقت لازم داره . ولی سه سال کارمون طول نخواهد کشید . سعی می کنیم یک سال ، یک سال و نیم دیگه آلبوم رو حاضر داشته باشم .

16. نوشین از کانادا پرسیده که در مورد ترانه ی روستایی توضیح بدید ؟

این دوستمون باید آدم خوش سلیقه ای باشن . من زمانی که در فرهنگ و هنر کار می کردم ، فکر می کنم سال 1970 بود که این آهنگ رو توسط ارکستر جاز – فولکلوریک آقای محمّد اوشال ، موزیسین فوق العاده ی مملکتون ، اجرا می کردیم . کار بسیار زیبایست از ایرج .

17. آیا دوباره با آقای داریوش همکاری می کنید ؟
والا ، بهترین کار همکاری با هنرمندان خودی هست . من این کار رو بسیار دوست دارم و مایلم که این کار انجام بشه . ولی متاسفانه ، اوقات کاری من و آقای داریوش هیچ وقت با هم چفت نمی شه . ولی برای این کار باید از یک سال ، یک سال و نیم قبل یک هماهنگی بشه که متاسفانه هنوز این فرصت پیش نیومده و فرصت نشده که در کنار هم بشینیم و یک زمان رو معین بکنیم .
در ضمن من دوست دارم اگر زمانی قرار باشه با دوست خوب و همکار گرامی ، آقای داریوش همکاری کنیم ، یک آلبوم دو صدا قبل از کنسرت با هم داشته باشیم ، مثل نون و پنیر و سبزی . دوست دارم که همچین کاری صورت بگیره و بعد زمینه ی کنسرت رو داشته باشیم .
 18. در مورد همکاری مجددتون با آقای سرفراز صحبت کنید ؟ آیا این همکاری ممکنه که دوباره تکرار بشه ؟
صد در صد ، ولی متاسفانه خود آقای اردلان سرفراز یه مقداری کم کار شدن . دلیلش رو واقعا نمی دونم . شاید ترجیح دادن که یه مقداری از دنیای ترانه دور باشن . ایشون یکی از پایه گذاران ترانه ی نوین هست و من افتخار می کنم از اینکه شانس این رو داشتم که کارهای زیبا و قشنگ این ترانه سرا ارزشمند رو اجرا بکنم .
ولی امیدوارم که در فاصله ی نه چندان دور با ایشون همکاری بکنم ، اگر خودشون کار دیگری در دست نداشته باشن . به طبع همه ی ما خوشحال می شیم که از آقای سرفراز ترانه ای بخونیم ، چه من و چه آقای داریوش و چه دیگر دوستان . ایشون خودشون مدتی به دلایلی کمتر کار کردن . فکر می کنم ایشون در حال نوشتن کتابی هستن و بیشتر وقتشون رو روی موضوع دیگه ای گذاشتن .
19. در مورد ترانه ی پریا میشه توضیح بدید ؟
در مورد ترانه ی پریا ، کار زنده یاد شاملو . والا این جریانش بسیار مفصله . کارهایی که در دست شما در ایرانه ، کارهایی ست که بلای آلبوم حسرت پرواز به سرشون اومد و با کیفیت بد و نیمه کاره سر از تهران در آورد .
البته دلیل این که این کار کامل و منتشر نشد این بود ، من سعی می کنم حقیقت رو بگم . اختلاف سلیقه ای بود با هنرمند عزیز آقای منفرد زاده . ایشون می خواستن این آهنگ ها رو با تنظیم های خودشون اجرا بکنن ، هر چند که تنظیم های ایشون بسیار زیبا و قشنگ هستن ، اما به نظر من در موسیقی امروز و با تکنولوژی امروز ، تنظیم های ایشون هیچ نوع ارتباطی نداشت . برای همین خیلی دوستانه به من گفتن : اگر میل دارین این آهنگ رو با تنظیم خودم اجرا بکنید . که من متاسفانه نتونستم این کار رو بکنم و کارها در بایگانی موند . ممکن هست که روزی اگه امکانش باشه این آهنگ ها رو که دارم و می تونم روشون کار کنم رو به سراغش برم .

20. و سوال آخر آرزوی شما چیست ؟

بزرگترین آرزوی من ، غیر از سلامتی دوستان و خودم و خانواده م ، اومدن من به ایران و خوندن برای شما هاست .

اینم گفتگوی ابی عزیز با مردم ایران زمین ، دوستان نظر یادتون نره بدید با تشکر .

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم تیر 1388ساعت 15:28  توسط حسام | 
 

سلام به تمام مردم ایران زمین

همه ی مردم ایران و جهان شاهد این بودند که چه جور در انتخابات تقلب شده انتخابات قبلی تا ۴ ساعت بعد از رای گیری نتوانستند رای هارو بشمارند ولی این بار تا بعد از اتمام رای گیری گفتند که فعلاً احمدی نژاد پیشتاز است و یا انتخابات قبلی می گفتن فلان استان یا شهر انقدر برای این شخص آورده ولی این بار اسمی نمی آوردن مثلاً دوره ی قبل که آقای مهر عیلزاده برای کاندیدا آمده بودن در شهر خودشان تبریز بیشترین رای رو داشتن ولی در شهر زاهدان رای کمتری داشتن ، الان من موندم چطور در شهر تبریز {خامنه} که شهر آقای موسوی هست احمدی نژاد بیشترین رای رو آورده و همچنین در شهرهای دیگه . آقای کروبی ژس از اعلام نتایج بیانیه یی صادر کردن که گفته که این آمار صحیح نیست و جز تقبل اسم دیگه یی روش نمیشه گذاشت و همچنین خانوم زهرا نورد مشاور و همسر آقای موسوی در مصاحبه ی تلفنی با بی بی سی پرشین گفتند که واقعاً من تعجب می کنم از این آمار که به این صورت به مردم میگن همچنین گفتن که آقای موسوی در جلسه یی هستند که مربوط به نتایج هست و در ادامه افزودند که آقای موسوی بعد از این جلسه افشاگری خواهند کرد . شما دوستان عزیز و گرامی حق دارید این بار هر نظری دلتون خواست بدید ولی لطفاْ از فحاشا و بی احترامی به یکدیگر خودداری فرمایید در صورت مشاهده نظر شما پاک می شود .

                       تاریخ ثابت کرده که چنین نبوده و چنین نیز نخواهند ماند

                         ما انقلابی از جنس داریوش می خواهیم

                                          مردم خود قضاوت کنند

     درآمد نفتی

    تورم 1

    تورم 2        

                                       با من از ایران بگو

       یاور از ره رسیده با من از ایران بگو        از فلات غوطه ور در خون بسیاران بگو

    باد شبگرد سخن چین پشت گوش پرده هاس     تا جهان آگاه شود بی پرده از یاران بگو

                                            با من از ایران بگو

     شب سیاهی می زند بر خانه های سوگوار      از چراغ روشن اشک سیاه پوشان بگو

      پرسه ی یاس است در آوار این پتیارگان      از زمین از زندگی از عشق از ایمان بگو

       سوختم ، آتش گرفتم از رفیق و نارفیق         از غریبه و آشنا ، یاران هم پیمان بگو

      قصّه های قهرمانان قهر ویرانگر نداشت      از غم و خشم جهان ساز تهی دستان بگو

       با زمستانی که می تازد به قتل عام باغ       از گل خشم که می روید در این گلدان بگو

        یاور از ره رسیده با من از ایران بگو       از فلات غوطه ور در خون بسیاران بگو

    باد شبگرد سخن چین پشت گوش پرده هاس     تا جهان آگاه شود بی پرده از یاران بگو

                                             با من از ایران بگو

+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم خرداد 1388ساعت 19:36  توسط حسام | 
 

سلام به هواداران داریوش و ابی عزیز

پس از برگزاري اولين جلسه ي گفتگوي زنده فريد زلاند با هواداران در تاريخ 6 بهمن 87، اينبار گروه هواداران داريوش جلسه ي ديگري را با حضور اين هنرمند بزرگ و متعهد سرزمين عزيزمان برگزار      مي كند

اين جلسه كه در تاريخ 21 خرداد ماه و در ساعت 10 شب به وقت تهران برگزار خواهد شد به نوعي همزمان با چهلمين روز درگذشت استاد جليل زلاند، پدر گرامي فريد زلاند عزيز برگزار خواهد شد

شما عزيزان براي حضور در اين جلسه نياز به نرم افزار Beyluxe Messenger خواهيد داشت كه اطلاعات مربوط به چگونگي دانلود و كار با اين نرم افزار را مي توانيد از سايت زير دريافت نمائيد

http://DariushFanHelp.blogfa.com

             

                                           وعده ي ديدار فريد زلاند با هواداران

پنجشنبه 21 خرداد 88

از ساعت 10 شب به وقت تهران

در روم هواداران داريوش

در بيلوكس مسنجر

+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم خرداد 1388ساعت 15:43  توسط حسام | 
 

سلام به هواداران داریوش و ابی

امروز می خوام از شاعری حرف بزنم که هنوز خود را 17 ساله می داند و همچنین کارهای بسیاز زیبایی از او شنیده ایم او کسی نیست جز شاعری خسته و تنها شهیار قنبری .                                       

                 زمان تولد : 6/5/1329              

                  مكان تولد : تهران                                                                                                                                                                                                       فرزند : حميد قنبري {هنرپيشه تئاتر ، خواننده ، دوبلر «صداي جري لوييس»} 

   شروع كار : شهيار قنبري ترانه سرايي را از پانزده سالگي آغاز كرده است . وي در دهه 60 به انگليس سفر كرده و در سال 1968 در گروه هاي موسيقي پاپ شركت مي كند . در تظاهرات اعتراض به جنگ ويتنام ، سال 1968 در لندن شركت كرده و از آن پس بي ترديد ترانه سرايي را بر مي گزيند . پس از بازگشت به ايران كارش را با نوشتن براي هفته نامه هاي مختلف و خبرگزاري آغاز كرد و در عين حال براي راديو تهران برنامه ي آواي موسيقي {پيرامون  {pop , rock and rollتهيه كرد . فعاليت وي در تلويزيون با گويندگي و ترانه سرايي براي برنامه ي تلويزيوني زنگوله ها {كشف صداي تازه در تلويزيون} در كنار شادروان واروژان ، پرويز اتابكي ، بابك افشار ، اسفنديار منفردزاده ، ايرج جنتي عطايي ، تورج نگهبان و منوچهر سخايي تهيه كننده ي آن برنامه آغاز شد .                  

ترانه سرايي : شروع فعاليت ترانه سرايي او در سال 1348 يعني در هفده سالگي با ترانه ي ستاره آي ستاره و ديگه اشكم واسه من ناز نمي كنه با صداي گوگوش در استوديو طنين بود . در نوزده سالگي فعاليتش را گسترش داد و ترانه هاي بسياري را براي گوگوش ، داريوش ، ابي ، فرهاد و خواننده هاي مشهور آن زمان سرود كه قصّه ي دو ماهي ، بوي خوب گندم ، مرد تنها ، قصّه بره و گرگ ، حرف ، نفس ، هجرت ، جمعه ، هفته خاكستري ، نياز ، سقوط ، هميشه غايب ، نفرين نامه ، نجواها ، آوار و اگه بموني از آن جمله اند . شهيار در ايران پيش از انقلاب نخستين مجموعه شعر خواني خود را به نام «يك دهان آواز سرخ» را منتشر كرد .          

فعاليت سينمايي و تئاتر : شهيار در كودكي در فيلم چهره آشنا به همراه پدر ظاهر مي شود و پس از آن در سال 1355 در فيلم خانه خراب ساخته نصرت كريمي و پس از آن در فيلم شام آخر ساخته ي خود شاعر به همراه مرحوم فني زاده ايفاي نقش كرد . او در آن سالها دو نمايش نامه به نامهاي برادران و غزل نمايش نويس نوشت . پس از آن سيمين بهبهاني ، فريدون مشيري ، يدالله مشيري و عماد خراساني به عضويت شوراي ترانه هاي روز ايران در آمد . در اواخر دهه ي پنجاه فيلم موزيكال پاييز ، ايستگاه قطار را با بازي مرحوم پرويز فني زاده و ايرن نويسنده و كارگرداني كرد كه پخش آن با شروع انقلاب میسّر نشد .                         

پس از انقلاب : شهيار در سال 1359 پس از پيروزي انقلاب به فرانسه مهاجرت كرد و طي اين مدت فعاليت خود را ادامه داد . سالها در فرانسه دومين آلبوم خود كه در ايران ضبط شده بود به نام «پيشمرگانه ها» يا «اگر همه شاعر بودند» را منتشر كرد و پس از آن «صداي درخت بي زمين» . غربت مكاني مي شود براي اوج اين نازنين و واژه پشت واژه سبز مي شود و كارنامه اي رقم مي خورد كه مي توان سالها به آن باليد . شهيار پس از سالها اقامت در فرانسه در دهه ي 90 به شهر فرشتگان لس آنجلس در آمريكا مي رود تا غزل نمايش «نون و پنير و سبزي» را در كنسرت ابي و داريوش به صحنه ببرد . كاري متفاوت با بازي تنها فرزندش «لركا» . انتشار آلبوم «غدقن» در اوايل همين دهه روي مي دهد . سپس دو مجموعه به نامهاي «شناسنامه 1» و «شناسنامه 2» كه مجموعه اي است از تمام ترانه هاي نوشته شده توسط شهيار با صداي گوگوش به همراه مروري بر سالهاي دور ترانه با كلام شهيار و سپس «سفرنامه» منتشر      مي شود . مجموعه اي متفاوت و زيبا . پس از چند سال كاري ديگر به نام «برهنگي» انتشار مي يابد . يك روز پس از فاجعه ي 11 سپتامبر در نيويورك «دوستت دارم ها» را به قربانيان پيشكش مي كند و پس از آن يك مجموعه ترانه خواني به نام «Rewind Me in Paris» كه اين مجموعه ، همه ي وجود اين نازنين در اين سال ها تلاش بي وفقه ، به ترانه خانه پيشكش مي كند . مجموعه اي بي نظير به زبان هاي انگليسي و فرانسه . لازم به ذكر است كه آخرين كار مشترك شهيار و گوگوش آلبوم مانيفست كه اين آلبوم با استقبال گسترده ي مردم مي رود كه شروعي باشد بر تحول موسيقي و ترانه در سال هاي غربت . در اين آلبوم هشت ترانه از شهيار با صداي جاودان گوگوش وجود دارد كه مورد توجه دوستداران گوگوش و شهيار قرار گرفته است .                 

برنامه هاي راديويي : برنامه ي رادويي {از سال 1372 تا سال 1379} از راديو صداي ايران ، سريال تلويزيوني گل يا پوچ ، كوچ از تلويزيون جنبش ايراني ، برنامه ي مستقل تلويزيوني version original {{o.v.t.v از كانال 18 ، مشق شب {در كنار شهروز رفيعي و آيلين} ، Take  one و برنامه ي دوستت دارم ها از تلويزيون جام جم . لازم به ذكر است شهيار قنبري به زبان فرانسه مسلط است و در دو آلبوم اخير خود نيز ترانه هايي به زبان هاي انگليسي و فرانسه اجرا كرده است و تا كنون سي و هفت سال است كه در عرصه ي ترانه سرايي فعاليّت مي كند و به نقل از وي :«هنوز و همچنان ، شعر خوردن ، شعر نوشيدن ، شعر بوييدن ، شعر گريستن ، شعر خنديدن ، شعر خوابيدن ، شعر نفس كشيدن ، تنها كسب و كار من است» .        شهيار از گوگوش مي گويد{در سالهاي سكوت گوگوش} : گوگوش ، گوگوش نازنين براي من بانوي ترانه است ، براي هميشه تا صدا هست ، تا ترانه هست ، گوگوش هست ، سبز و هميشگي نمي دانم با واژه ها چگونه از همه انسانيتش ، از همه هنرش ، از همه اندازه ها و تواناييهايش چگونه مي توان سخن گفت . با اينكه كار من پرداختن و بازي كردن و پيدا كردن واژه هاست ، امّا فكر مي كنم در اين زمينه توانايي لازم را ندارد كه به درستي از همه بزرگيهاي انسان سخن بگويند . به هر تقدير گوگوش براي من آغاز راهي است . براي من ميلاد شعر و ترانه است در همه ي اين سالها گوگوش يعني جواني من . همه تجربه هاي تازه و رنگ به رنگ زندگي من ، گوگوش بخشي از حنجره من بود ، بنابراين گلوگاه و بال پرواز من است . گوگوش هنرمندي است كه بيش از همه عاشق خواندن است . امّا نمي تواند بخواند . گوگوش اجازه ندارد بخواند . يا رب ، حسرتا ، دردا كه در اين سالهاي آخر قرن بيستم ، قرني با اين شكوه و تجربه ، قرن كشفها و اختراعات و..... و قرني كه مرزها برداشته شدند و مي شوند ، پرنده اي به نام گوگوش اجازه پرواز و آواز ندارد .

كارهاي مشترك شهيار با گوگوش : ستاره آي ستاره {مشترك با مهرداد آسماني} ، ديگه اشكم واسه من ناز مي كنه ، اگه بموني اگه نموني ، بيزار ، جمجمك برگ خزون ، يادم باشه يادت باشه ، بمان بمان ، عاشقانه ها {نخستين كار مشترك با شادروان واروژان كه بعدها ترانه ي گلابدان قديمي بر اساس همين موسيقي سروده شد} ، كاش من جاي تو بودم ، كوچه ها ، تو را باور ندارم ، قصّه ي دو ماهي ، قصّه ي برگ و باد ، بين ما هر چي بوده تموم شد ، ديگه نمي گم دوست دارم ، ، جمعه ، حرف ، هجرت ، نفس ، چله نشين ، آخرين خبر ، دلكوك ، اتاق من ، نسل ما {مشترك با مهرداد آسماني} ، حريق شهر قصّه {مشترك با مهرداد آسماني} ، آي مَردم مُردم ، نجاتم بده ، عشق يعني همه چيز ، سنگر بي سنگ ، خوب خوب ، غزل شيشه اي ،آفتابي ، شناسنامه من .

اینم دو تا عکس از شهیار و حمید قنبری

         

         

+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم اردیبهشت 1388ساعت 13:47  توسط حسام | 
 

سلام به همه ی عزیزان امیدوارم که سال خوبی رو تا به امروز پشت سر گذاشته باشید                                                                                                             اگه یادتون باشه من می خواستم تمام نظرسنجی هارو تو وبلاگ بذارم که امروز هم همین کارو انجام میدم که شما ببینید که پر طرفدارترین خواننده ی ایران چه کسی هست . نظرسنجی ها شامل عکس و نوشته هست که من به ۲ بخش تقسیم کردم : ۱- نظرسنجی رسمی ۲- نظرسنجی غیر رسمی و یه بخشی هم مربوط به عکسهای جایزه به داریوش هستش . امیدوارم قضاوت عادلانه یی رو انجام بدید .

۱- نظرسنجی رسمی

   داریوش 1      داریوش 2      داریوش 3      داریوش 4      داریوش 5      داریوش 6   داریوش 7      داریوش 8      داریوش 9     داریوش 10    داریوش 11    داریوش 12  داریوش 13    داریوش 14    داریوش 15    داریوش 16    داریوش 17

۲- نظرسنجی غیر رسمی 

          امیر ابراهیمی           حسام جان نثار               مسعود صابری                             گوگل              بهنام                      مصطفی              راه من

جوایزی که به داریوش اهدا شده

     جایزه 1     جایزه 2      جایزه 3     جایزه 4      جایزه 5      جایزه 6       جایزه 7         

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم فروردین 1388ساعت 20:6  توسط حسام | 
 

سلام عرض می کنم خدمت تمام عاشقان و هواداران داریوش و ابی عزیز

من هم به نوبه خودم سال نو رو به تمام مردم ایران زمین و به خصوص به داریوش عزیز و ابی عزیز تبریک عرض می کنم و امیدوارم سالهای سال برای ما ایرانیان بخوانند . امیدوارم سال خوبی داشته باشید و در این سال جدید حاجتتون رو از خدای منعان بگیرید و در کنارش هم شکر گذار باشیم . امیدوارم سال 1388 سال امید ، سال رهایی و سال آزادی برای تمام مردم این      کره ی خاکی باشه .

متاسفانه به یه دلایلی نمی تونم آهنگ برای دانلود بذارم ولی عوضش عکس هایی میذارم که خودم با فوتوشاپ درست کردم . امیدوارم که لذت ببیر از این عکسها . برای همه تون آروزی سلامتی و خوشبختی می کنم .

  

   

  

  

  

 

  

 

                         به امید سال رهایی ، سال تندرستی ، سال آزادی

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم اسفند 1387ساعت 12:55  توسط حسام | 
 

سلام به تمام هواداران داریوش و ابی

خدمت هواداران استقلالی و پرسپولیسی سلامی ویژه دارم و تاسف برای این فوتبال که همش تبانی ، همش سیاست . فوتبال با سیاست نمی خواییم نمی خواییم . آقای فردوسی پور ما از شما تقاضا داریم که اسمتون هم عادل هست . این سیاست رو از ورزش ببرید بیرون ، فقط شما هستین که می تونین این کارو انجام بدین . البته یه توضیحاتی هم بدم که اون اکبرپور یه از ۶ قدمی زد هوا اگه به آدم معلول می دادی لاغر می زد چارچوب . اگه به همون اکبرپور تو تمرین صد تا بزنه صدتاشو می زنه چارچوب و یه چیزی هم بگم به بعضی ها بر نخوره واقعاً بعضی از این پرسپولیس ها پورواند از اون ور میگن ۹۰ دقیقه بازی دست پرسپولیس بود از اون ور هم می گن طالبو پنالتی گیر نیست حقیقی پنالتی گیره چون یه پنالتی از علی دایی گرفته میگن پنالتی گیره . از اون ور هم که علیزاده برای چی هند کرد خوب اینا تابلو که می خوان بازی مساوی شه . اگه پرسپولیس هم دقیقه ۶۰ گل می زد مطمئن باشین که استقلال دقیقه ۹۰ گل می زد . خلاصه همش سیاست همش تبانی .

امروز می خوام آرشیوی که از داریوش و ابی دارم رو کامل بذارم ببنید اگه اهل تبادل هستید بهم بگید در آخر هم آهنگ های کمیاب و کیلیپهایی که می خوام و نوشتم لطفاً اگه دارید بهم بگید . با تشکر از تمام شما دوستان {تو رو خدا الکی تو حاشیه نرید فردا بیایین بگین حسام جان نثار داره آرشیو می فروشه من فقط می خوام تبادل کنم} .

آهنگهای کمیابی که دارم {داریوش}

آهنگ {داریوش} :

1.نفس 2. همیشه غایب 3. نبسته پیمان 4. شهر ما 5. جشن تنهایی 6. ای غم من 7. غم عشق  8. آتش شهوت ، گذشته ها دور 9. مهمان ناخوانده 10. حیدر بابا 11. آیرلخ 12. آنا         13. قصّه ی وفا 14. نماز 15. کتیبه 16. ناله ی نیاز 17. ای ایران ۱۸. باران می بارد امشب 19. تویی نازنینم 20. خجالت می کشم 21. نمی دونستم چی می دونستم 22.بهانه              ۲۳. شبگرد 24. بازم دلم تو رو می خواد 25. غم فردا 26. وای که دلم                        27. بخوان ای همسفر با من 28. بگذر ز من 29. دل مرده 30. دلم می لرزه ۳۱. اسارت  32. مترسک 33. شب و دیوار 34. همسفر 35. جدایی 36. لیلی جان 37. کتاب کهنه     38. مرغ جوونی 39. نخل نجیب 40. شهید 41. یار من 42. شریفه ی خون                   43. آسمون عشق 44. شهرک تهرانجلس 45. ای دل 46. زندون 47. نارفیقی 48. آبادان  49. کوچه ی همبستگی 50. مسافر 51. صیّاد خسته 52. بهار عاشقونه 53. دیوونه         54. صبوری 55. قسم 56. تکیه گاه 57. من از سفر میام 58. شاهد آرزو                     59. سنگهای باغچه 60. استخوان خویش 61. دو تا چشم سیاه داری 62. آهای جوون        63. صبح بهار 64. نترسون 

دکلمه {داریوش} :

1.ای گل تازه 1 {کامل} 2. یاور همیشه مومن {ایرج جنتی عطایی} 3. بن بست {ایرج جنتی عطایی} 4. جوانه {ایرج جنتی عطایی} 5. سیاه مشق {ایرج جنتی عطایی} 6. خونه {ایرج جنتی عطایی} 7. واقعه {ایرج جنتی عطایی} 8. شمالی {مسعود امینی}                                   9. حادثه {اردلان سرفراز} 10. بوی خوب گندم {شهیار قنبری} 11. همیشه غایب 1 {شهیار قنبری} 12. همیشه غایب 2 {شهیار قنبری} 13. امان از {شهیار قنبری} 14. در این بن بست {احمد شاملو} 15. غلام قمر {احمد شاملو} 16. بمیرید {احمد شاملو} 17. افتادگان {احمد شاملو} 18. روزگار بهتر 19. آتش شهوت 1 20. آتش شهوت 2 21 . آتش شهوت 3       22. آتش شهوت 4 – شور بهاران 1 23. شور بهاران 2 24. درد و دل داریوش 25. نعشگی 26. مژده 27. صبح بهار 28. خالق خلق 29. زبانت را نمی فهمند 30. انسان 31. نادانی 1 32. نادانی 2 33. نادانی 3 34. قلم 1 35. قلم 2 36. غزل کوچه باغ {مارو باش}           37. پژمردن برگ 38. آمدنم بهر چه بود 39. دعای آرامش 40. با شما آیندگانم 41. کمال 1 42. کمال 2 43. شطرنج 1 44. شطرنج 2 45. شطرنج 3 46. شطرنج 4 47. شطرنج 5  ۴۸. شطرنج 6 49. شطرنج 7 50. لب دریا 1 51. لب دریا 2 52. مناجات 1              53. مناجات 2 54. مناجات 3 55. مناجات 4 56. مناجات 5 57. مناجات 6 58. مناجات 7 59. یارب 1 60. یا رب 2 61. توبه شکسته 62. نون و پنیر و سبزی 63. پرسه 64. پریا 1 65. پریا 2 66. دوست 67. ما عجنبی 1 68. ما عجنبی 2 69. ما عجنبی 3 70. دار فنا 1 71. دار فنا 2 72. آزادی 73. ای گل تازه 2 74. ای گل تازه 3 75. عاشق 76. اسرار عزل 77. مادر 78. موطن آدمی 79. زندگی 1 80. زندگی 2 81. داور 82. وطن 1 83. وطن 2 84. شمالی 85. شهرک تهرانجلس 1 86. شهرک تهرانجلس 2 87. آزادگی – دوست         88. سال صفر 1 89. سال صفر 2 90. اعدام بهاران 91. آشفته بازار 1 92. آشفته بازار 2     93. یاران 94. آوار 1 95. آوار 2 96. آوار 3 97. نو بهار 1 98. نو بهار 2          99. نو بهار 3 100. نو بهار 4 101. نو بهار 5 102. نو بهار 6 103. آواز پری ها 1 104. آواز پری ها 2 105. آواز پری ها 3 106. تند باد حادثه ها 107. تقویم 1           108. تقویم 2 109. نترس 1  110. نترس 2 111. نترس 3 112. نترس 4 113. نتوانم 114. به هر جا ناتوان دیدی توان باش 115. دیار 116. طواف کعبه 1  117. طواف کعبه 2 118. ای دوست 1 119. ای دوست 2 120. ای دوست 3 121. بی کسم 122. شب خون 123. بمیرید 124. آذربادگان 1 125. آذربادگان 2 126. زن 127. حافظ 128. چشم من 129. ای خداوند 130. هر آدمی 1 131. هر آدمی 2 132. دنیا 133. به کجا چنین شتابان 1 134. به کجا چنین شتابان 2 135. حیدربابا 136. آسوده دلان 1 137. آسوده دلان 2      138. آه ای ایران من 139. امّت 140. ماهی 141. زودباوری 142. پسرم 143. گهواره 144. منو ببر 145. شعرای عاشقونه 146. وای خدایا 147. زنده بودن نداره                 148. احساس می کنم 1 149. احساس مس کنم 2 150. آگاه تر 151. زندونی              152. مشکل است 153. دیار دور 154. هشت صبح 155. اختلاف 156. دشمن            157. بغض 1 158. بغض 2 159. سلام بر وطن 160. عشق 161. ای مرد                162. کله ی پوک 163. خسته ام 164. شهید 165. مرگ و حسرت 166. نامه به وطن 167. افسانه ی زندگی 168. بچّه های ایران 169. ایمان 1 170. ایمان 2 171. خونه     172. غربت 173. خیابان خوابها 174. انسان به انسان 175. نشاط 1 176. نشاط 2        177. وطن آدمی 178. شقایق 179. حادثه

دو صدایی {داریوش} :

1.تمرین داریوش با پرویز مقصدی 2. به من نگو دوست دارم - تنگه غروب {داریوش ، مایکل} 3. باران می بارد امشب - تلافی {داریوش و امید} 4. به یاد ایران 1 {داریوش و ستار و شاهرخ ، آصف ، اندی ، کوروس و...} 5. به یاد ایران 2 {داریوش و آصف} 6. لیلی جان {داریوش ، گوگوش} 7. حسود 1 {داریوش و مایکل} 8. حسود 2 {داریوش و مایکل}           9. تنهایی – تو شاهدی ای غم {داریوش و الهه} 10. شور بهاران {داریوش و شاهرخ} {عروسی شاهرخ} 11. تنگه غروب {داریوش و کامران و هومن و هنگامه} 

اجرای متفاوت {داریوش} :

1.مرا به خانه ام ببر – نامه به وطن 2. اجازه 3. کهن دیارا 4. بچّه های ایران – بگو به ایران 5. بگو به ایران – دوباره می سازمت وطن 6. بچّه های ایران – به بچّه هامون چی بگیم       7. به من نگو دوست دارم – تنگه غروبه 8. برادر جان 1 9. برادر جان 2 10. خونه 1    11. خونه 2 12. ندیم 13. من و دل 1 14. من و دل 2 15. رهایی 16. همیشه غایب 1   17. همیشه غایب 2 18. همیشه غایب 3 19. مهمان ناخوانده 1 20. مهمان ناخوانده 2      21. مهمان ناخوانده 3 22. چشم من 1 23. چشم من 2 24. چشم من 3 25. فریاد زیر آب 1 26. فریاد زیر آب 2  27. فریاد زیر آب 3 28. سقوط 1 29. سقوط 2 30. سقوط 3       31. اجازه 1 32. اجازه 2 33. اجازه 3 34. دوباره می سازمت وطن 1                     35. دوباره می سازمت وطن 2 36. دوباره می سازمت وطن 3 37. شب خون 1           38. شب خون 2 39. شب خون 3 40. زندونی 1 41. زندونی 2 42. زندونی 3           43. زندونی 4 44. زندونی 5 45. زندونی 6 46. زندونی 7 47. سپیده و سیاه 1          48. سپیده و سیاه 2 49. ای غم من 1  50. ای غم من 2 51. ای غم من 3 52. ای غم من 4 53. ای غم من 5 54. سال 2000 1 55. سال 2000 2 56. سال 2000 3                 57. سال 2000 4 58. نماز 1 59. نماز 2 60. نماز 3 61. نماز 4 62. نفس 1          63. نفس 2 64. دل مُرده 1 65. دل مُرده 2 66. دل مُرده 3 67. نارفیق 1 68. نارفیق 2 69. نارفیق 3 70. نارفیق 4 71. غم عشق 1 72. غم عشق 2 73. مسبب 1 74. مسبب 2 75. مسبب 3 76. مسبب 4 77. مسبب 5 78. شهر ما 79. دستای تو 1 80. دستای تو 2   81. دستای تو 3 82. دستای تو 4 83. دستای تو 5 84. حسود 85. حیدربابا 1              86. حیدربابا 2 87. حیدربابا 3 88. حیدربابا 4 89. آنا – حیدربابا 5 90. سلام 91.آیرلخ 1 92. آیرلخ 2 93. آیرلخ 3 94. بن بست 1 95. بن بست 2 96. بن بست 3 – جنگل 1         97. جنگل 2 98. بگو به ایران 1 99. بگو به ایران 2 100. بوی خوب گندم 1           101. بوی خوب گندم 2 102. با شما آیندگانم 103. شقایق 1 104. شقایق 2               105. بچّه های ایران 106. تلافی 1 107. تلافی 2 108. رسول رستاخیز                      109. سرگردون 1 110. سرگردون 2 111. شهر غم 112. جشن تنهایی 1                   113. جشن تنهایی 2 114. شب اومد 115. خار 1 116. خار 2 – سپیده و سیاه 3          117. هم صدا 118. عشق من عاشقم باش 1 119. عشق من عاشقم باش 2                 120. دل من 121. نمی دونستم چه میدونستم 1 122. نمی دونستم چه میدونستم 2          123. فاجعه 124. حادثه 1 125. حادثه 2 126. موج 127. شیرین شیرین 1              128. شیرین شیرین 2 129. بچّه های ایران – چشم من 130. چکاوک 1                  131. چکاوک 2 132. نبسته پیمان 133. گلایه 134. علی کنکوری 135. فدایی وطن   136. همسفر 137. پریا 138. گذشته های دور 139. خجالت می کشم                     140. یاد اون روزهای شاد 141. نشان تو 142. شب مهتابی 143. نفرین نامه             144. جشن دلتنگی 145. یاور همیشه مومن 146. گفتگو با دل 147. رهگذار عمر سیری 148. تویی نازنینم 149. شاهد آرزو 150. قهرمانان وطن 151. نخل نجیب                    152. چه خوبه آدم همیشه 153. شیطنت 154. روزگار نامهربون   155. کوچه ها         156. نفرین بر دشمن 157. جشن دلتنگی – دستای تو – زندونی                                158. تلافی – دل دیوونه – به من نگو دوست دارم

کنسرت {داریوش} :

1.کنسرت 1982 {یونیورسال ، نون و پنیر و سبزی} 2. کنسرت 1985 {پالاس ، لوس آنجلس} 3. کنسرت 1989 {هالیوود ، لس انجلس} 4. کنسرت 1990 {فرانکفورت}                      5. کنسرت 1990 {تورنتو ، کانادا} 6. کنسرت 1992 {لس آنجلس}                              7. کنسرت 1994 {دانشگاه پاریس} 8. کنسرت 1996 {آخن} 9. کنسرت 1997 {دوبی}   10. کنسرت 1997 {کالیفرنیا} 11. کنسرت 1998 {فرانسه} 12. کنسرت 2000 {دوبی} 13. کنسرت 2001 {هامبورگ} 14. کنسرت 2002 {دوبی ، داریوش و ابی}                 15. کنسرت 2002 {دوبی} 16. کنسرت 2005 {آنتالیا ، ترکیه} 17. کنسرت 2005 {لندن} 16. کنسرت 2006 {دالاس ، داریوش و کامران و هومن}                                         17. کنسرت 2006 {دوبی ، عید فطر} 18. کنسرت 2006 {دوبی}                             19. کنسرت 2006 {اورکلند} 20. کنسرت 2007 {دوبی}                                      21. کنسرت 2007 {فلورانس ایتالیا} ۲۲. کنسرت 2007 {کاباره تهران}                     23. کنسرت 2007 {لاس وگاس} 24. کنسرت 2007 {نیویورک}                             25. کنسرت 2007 {اوتاوا} 26. کنسرت 2007 {ونکوور}                                       27. کنسرت 2007 {واشنگتن دی سی}

نصفه {داریوش} :

1. شب 2. دل تنها  

مصاحبه {داریوش} :

داریوش : مصاحبه از داریوش هم 60 دارم

فرید زلاند : 1. مصاحبه ی امیرقاسمی با فرید زلاند در برنامه ی un cut 2. مصاحبه یکی از مجلات با زلاند در مورد راه من با صدای داریوش    3. مصاحبه با فرید زلاند در مورد داریوش

ایرج جنتی عطایی : 1. مصاحبه با ایرج در مورد داریوش 2. مصاحبه با ایرج در مورد اشعارش

مسعود امینی : 1. مصاحبه با مسعود امینی در مورد داریوش  

صادق نوجوکی : مصاحبه با صادق نوجوکی در مورد داریوش 

شهیار قنبری : 1. مصاحبه ی امیرقاسمی با شهیار قنبری در برنامه ی un cut {قسمت دوم} 2. مصاحبه ی امیرقاسمی با شهیار قنبری در برنامه ی un cut {قسمت سوم}

تورج نگهبان : 1. مصاحبه ی امیرقاسمی با تورج نگهبان در برنامه ی un cut 2. مصاحبه با تورج نگهبان در مورد داریوش

میلاد : 1. راهی 2. زندونی 3. دوباره می سازمت وطن

مختلف {داریوش} :

1.لطیفه از داریوش 2. موزیک آیرلخ 3. موزیک عروسی داریوش 4. تسلیت داریوش به خانواده مهستی

پیام داریوش :

1.پیام 1 2. پیام 2 3. پیام 3 4. پیام 4 5. پیام 5 6. پیام 6 7. پیام 7

توضیحات در مورد آلبوم جدید :

1.توضیحات در مورد آلبوم جدید 1 2. توضیحات در مورد آلبوم جدید 2 3. توضیحات در مورد آلبوم جدید 3 4. توضیحات در مورد آلبوم جدید 4 5. توضیحات در مورد آلبوم جدید 5  6. توضیحات در مورد آلبوم جدید 6 7. توضیحات در مورد آلبوم جدید 7 8. توضیحات در مورد آلبوم جدید 8 9. توضیحات در مورد آلبوم جدید 9

 

تصویریهایی که دارم {داریوش}

آلبوم امان از :

1.روز مبادا {00:22} 2. شاید باید {00:51} 3. تمام من {7:47} 4. امان از {2:53}

آلبوم آشفته بازار :

1.طاقت {5:34} 2. آشفته بازار 1 {5:10} 3. آشفته بازار 2 {5:21}                             4. وقتی تو شب گم می شدم {1:14} 5. شمالی 1 {1:29} 6. شمالی 2 {6:43}                7. بهار {5:36}

آلبوم با من از ایران بگو :

1.با من از ایران بگو {5:39} 2. آهای مردم دنیا 1 {4:25} 3. آهای مردم دنیا 2 {00:23}   4. آینه {5:27} 5. دل من {4:38} 6. سهم من {5:37}

آلبوم بچّه های ایران :

1.پشت صحنه بچّه های ایران {1:13} 2. بچّه های ایران 1 {4:33}                              3. بچّه های ایران 2 {3:25} 4. به بچّه هامون چی بگیم {4:19} 5. غم نیما 1 {5:12}        6. غم نیما 2 {1:25} 7. پرسه {5:28} 8. حریق دریا {00:47}

آلبوم بمان مادر :

1.ای عشق {6:01} 2. جنگل {3:12} 3. به من نگو دوست دارم {00:37} 4. دیوار {5:44}

آلبوم چشم من :

1.بوی خوب گندم 1 {7:45} 2. بوی خوب گندم 2 {1:08} 3. دستای تو 1 {فیلم} {5:29}    4. دستای تو 2 {3:12} 5. دستای تو 3 {00:38}   6. دستای تو 4 {00:39}                 7. خار {فیلم} {2:26}

آلبوم داریوش 2000 :

1.چشم من 1 {5:14} 2. چشم من 2 {4:01} 3. چشم من 3 {3:49}

آلبوم قهرمانان وطن {داریوش ، لیلا و اندی} :

1.قهر مانان وطن 1 {7:23} 2. قهرمانان وطن 2 {1:03}

آلبوم دوباره می سازمت وطن :

1.دوباره می سازمت وطن 1 {5:07} 2. دوباره می سازمت وطن 2 {5:28}                   3. دوباره می سازمت وطن 3 {2:26} 4. دوباره می سازمت وطن 4 {2:47}                   5. دوباره می سازمت وطن 5 {00:16} 6. حرکت 1 {5:01} 7. حرکت 2 { 5:24}        8. آذربادگان {7:20} 9. رازقی 1 {5:47} 10. رازقی 2 {5:02} 11. رازقی 3 {4:54}

آلبوم امروز :

1.نامه به وطن {6:44} 2. پند حافظ {3:50} 3. ولایت {1:52} 4. بگو به ایران 1 {3:57}  5. بگو به ایران 2 {1:30}

آلبوم فریاد زیر آب :

1.فریاد زیر آب 1 {4:50} 2. فریاد زیر آب 2 {فیلم} {2:48} 3. از تو بود {4:30}             4. برادر جان 1 {فیلم} {2:26} 5. برادر جان 2 {فیلم} {2:25} 6. اجازه 1 {3:37}           7. اجازه 2 {فیلم} {3:40} 8. اجازه 3 {3:43} 9. اجازه 4 {1:18}                          10. جشن دلتنگی 1 {5:19} 11. جشن دلتنگی 2 {00:43} 12. خورشید خانوم {4:30}

آلبوم گل بیتا :

1.شام مهتاب {4:21} 2. شیرین شیرین 1 {3:27} 3. شیرین 2 {1:54}                         4. شیرین شیرین 3 {1:09} 5. هم غصّه 1 {1:58} 6. هم غصّه 2 {5:06}                   7. یاران 1 {3:32} 8. یاران  2 {1:47} 9. یاران 3 {5:06} 10. کهن دیارا {9:02}

آلبوم کمیاب :

الف} آهنگ :

1.مهمان ناخوانده {5:06}

ب} دکلمه :

1.ای گل تازه {1:52} 2. شور بهاران {2:49} 3. قلم {00:23} 4. مناجات 1 {4:16}        5. مناجات 2 {3:47} 6. مناجات 3 {3:04} 7. مناجات 4 {2:09} 8. مناجات 5 {1:10}   9. یا رب {3:24} 10. سال صفر {00:44} 11. آوار {1:09} 12. نو بهار {00:35}     13. با شما آیندگانم {00:57} 14. آواز پریها 1 {00:13} 15. آواز پریها 2 {2:25}      16. تقویم {1:39} 17. نشاط 1 {00:12} 18. نشاط 2 {00:12}                               19. آزادگی – دوست {7:17} 20. بمیرید {00:40} 21. طواف کعبه {2:40}                22. اختلاف {00:21} 23. هشت صبح {00:22} 24. نترس {00:37}                      25. آذربادگان {00:21} 26. شقایق {00:33} 27. حادثه {00:22} 28. قبله {00:16}      29. ایمان {00:35} 30. بغض {00:30} 31. زندگی {00:15} 32. داور {00:21}      33. افسانه ی زندگی {00:49} 34. شطرنج 1 {1:02} 35. شطرنج 2 {1:24}                36. شطرنج 3 {1:23} 37. خونه {00:51} 38. بچّه های ایران {00:13}                  39. عشق است {شهیار قنبری} {1:25} 40. افتادگان {احمد شاملو} {2:35}                     41. واقعه {ایرج جنتی عطایی} {4:17}

ج} دو صدایی :

1.به یاد ایران 1 {داریوش ، ستار و آصف} {5:40} 2. به یاد ایران 2 {داریوش ، ستار و آصف} {6:16} 3. حیدر بابا {داریوش و داوود بهبودی} {2:26} 4. حسود 1 {داریوش و مایکل} {2:55} 5. حسود 2 {داریوش و مایکل} {00:27} 6. زندونی – دوباره می سازمت وطن {داریوش و میلاد} {8:21} 7. تنهایی – تو شاهدی ای غم {داریوش و الهه} {5:40}

د} مختلف :

1.شوخی مایکل با داریوش {1:21} 2. داریوش و ایرج جنتی عطایی {1:29}                    3. داریوش و مردم {00:30} 4. حرفهای داریوش در مورد زنان {00:46}                    5. اعتیاد 1 {9:12} 6. اعتیاد 2 {2:30} 7. هفت سال پاکی {5:31}                            8. بیوگرافی داریوش {4:57} 9. گل زدن داریوش {تیم هنرمندان} {00:29}

ه} تبلیغ کنسرت :

1.تبلیغ کنسرت 1 {1:45} 2. تبلیغ کنسرت 2 {1:31} 3. تبلیغ کنسرت 3 {00:51}           4. تبلیغ کنسرت 4 {2:08} 5. تبلیغ کنسرت 5 {00:36}

و} تم :

1. تم 1 2. تم 2 3. تم 3 4. تم 4

آلبوم لب دریا :

1.لب دریا 1 {4:31} 2. لب دریا 2 {4:18}

آلبوم معجزه ی خاموش :

1.تبلیغ آلبوم معجزه ی خاموش {00:34} 2. معجزه ی خاموش {3:44}                          3. آواز پری ها {4:39} 4. راهی {6:24}

آلبوم ندیم :

1.ندیم 1 {4:16} 2. ندیم 2 {2:16} 3. روزگار نامهربون {4:26} 4. فاجعه 1 {5:47}      5. فاجعه 2 {3:43} 6. نارفیق 1 {2:40} 7. نارفیق 2 {5:47}

آلبوم نازنین :

1.نازنین {4:02} 2. فدایی وطن 1 {2:41} 3. فدایی وطن 2 {3:52} 4. حادثه {5:27}      5. مرا به خانه ام ببر {7:16} 6. لالالا گل زیره 1 {4:46} 7. لالالا گل زیره 2 {4:35}

آلبوم نفرین نامه :

1.نفرین نامه {5:44}

آلبوم نیستی :

1.نیستی 1 {4:21} 2. نیستی 2 {3:22} 3. تکیه بر باد {3:58} 4. گره کور {4:26}         5. به خود رسیدن 1 {4:29} 6. به خود رسیدن 2 {5:39}

آلبوم نون و پنیر و سبزی :

1.نون و پنیر و سبزی {6:15} 2. سهم من {5:37}

آلبوم پرنده ی مهاجر :

1.پرنده ی مهاجر 1 {3:22} 2. پرنده ی مهاجر 2 {3:30} 3. خونه {4:42}

آلبوم راه من :

1.تبلیغ آلبوم راه من {1:19} 2. راه من {2:47} 3. چکاوک {3:32} 4. موج {00:27}

آلبوم RUMI :

1.غلام قمر {4:55} 2. هو {2:07}

آلبوم سال 2000 :

1.سال 2000 1 {5:02} 2. سال 2000 2 {3:45} 3. سال 2000 3 {1:01}                 4. سال 2000 4 {00:23} 5. بن بست {4:57}

آلبوم شقایق :

1.شقایق {5:37} 2. گل بارون زده 1 {4:44} 3. گل بارون زده 2 {4:55}                     4. یاور همیشه مومن {7:47} 5. شب خون 1 {3:59} 6. شب خون 2 {1:30}                 7. زندگی یه بازییه {1:32} 

آلبوم سفره سین {داریوش و هاتف} :

1.چی بگم {5:23}

آلبوم زندونی :

1.نفرین به دشمن {4:02} 2. سلام 1 {4:39} 3. سلام 2 {4:27} 4. سلام 3 {4:37}        5. سلام 4 {2:07} 6. زندونی {فیلم} {2:25} 7. علی کنکوری {فیلم} {4:17}

 دو صدایی {داریوش} :

1.تمرین داریوش و ابی 2. عروسی داریوش همراه با مایکل

کنسرت {داریوش} :

1.کنسرت 1355 {تهران} 2. کنسرت 1982 {یونیورسال ، نون و پنیر و سبزی}                3. کنسرت 1985 {پالاس ، لوس آنجلس} 4. کنسرت 1990 {تورنتو ، کانادا}                  5. کنسرت 1990 {فرانکفورت} 6. کنسرت 1994 {دانشگاه پاریس}                             7. کنسرت 1994 {پا شکسته ، لس انجلس} 8. کنسرت 1995 {لندن}                          9. کنسرت 1997 {کالیفرنیا} 10. کنسرت 1997 {دوبی} 11. کنسرت 1998 {آمریکا}  12. کنسرت 1998 {فرانسه} 13. کنسرت 2000 {دوبی} 14. کنسرت 2002 {کالیفرنیا}  15. کنسرت 2002 {دوبی ، داریوش و ابی} 16. کنسرت 2003 {گریگ تئاتر}               17. کنسرت 2004 {داریوش ، هنگامه ، کامران و هومن} 18. کنسرت 2005 {اوتاوا}    19. کنسرت 2005 {لندن} 20. کنسرت 2006 {دوبی} 21. کنسرت 2007 {دوبی}        22. کنسرت 2007 {سانفرانسیسکو} 23. کنسرت 2007 {فلورانس ایتالیا}                   24. کنسرت 2007 {واشینگتون دی سی} 25. کنسرت اُرکلند {2006}

 مصاحبه {داریوش} :

1.امیر با داریوش 2. آپادانا با داریوش 3. آینه 1 4. آینه 2 5. آینه 3                              6. Bbc Persian با داریوش 7. داریوش با بیژن مرتضوی  8. داریوش با پناهندگان            9. داریوش در IRC 10. داریوش در مدرسه 11. داریوش در تظاهرات                       12. دیدار داریوش خاتمی با داریوش 13. دیدار مردم با داریوش در هتل                       14. فرزان دلجو با داریوش 15. گلایه داریوش 16. قمصری با داریوش                      17. حرفهای دیگران راجع به داریوش 18. Irtv Berlin با داریوش 1                         19. Irtv Berlin با داریوش 2 20. Kurd tv با داریوش 21. مراسم اهدا جایزه صلح بین المللی در بحرین و خواندن ترانه ی بگو به ایران 22. مراسم اهدا جایزه به داریوش در لندن  32. مراسم خاکسپاری فرهاد با حضور داریوش و ابی 24. نادر رفیعی با داریوش 1         25. نادر رفیعی با داریوش 2  26. نازنین با داریوش {اندیشه تیوی}                               ۲۷. پرویز کاردان با داریوش {اندیشه تیوی} ۲۸. رادیو آوای ایران با داریوش در پاریس     29. رضا با داریوش 30. شبکه ی D ترکیه با داریوش 31. شبخیز با بیتا                     32. شبخیز با داریوش 1 33. شبخیز با داریوش 2  34. شهبال شب پره با داریوش           35. شهرام همایون با داریوش 36. شهروز با داریوش در مورد واروژان                     37. سیاوش اوستا با داریوش 38. سهراب اخوان با داریوش 39. Tv Tishk با داریوش    40. VOA با داریوش 1 41. VOA با داریوش 2  42. VOA با داریوش 3                 43. VOA با داریوش 4 44. VOA با داریوش 5 45. یه آقا با داریوش در مورد کهن دیارا 46. یه خانوم با داریوش 1 47. یه خانوم با داریوش 2 48. ضیا آتابای با داریوش             ۴۹. مصاحبه ی امیرقاسمی با فرید زلاند در برنامه ی  un cut 50. مصاحبه ی امیرقاسمی با شهیار قنبری در برنامه ی un cut {قسمت دوم} 51. مصاحبه ی امیرقاسمی با شهیار قنبری در برنامه ی un cut {قسمت سوم} 52. مصاحبه ی امیرقاسمی با تورج نگهبان در برنامه ی un cut

 

آهنگهای کمیابی که دارم {ابی} 

آهنگ {ابی} :

1.راه من 2. شب 3. کویر 4. طلاق 5. دو پنجره 6. چه اشتباهی کردم 7. غریبه آشنا           8. گنجشکهای خونه 9. مخلوق 10. هم صدا 11. خونه    12. پریا 13. پریچه 14. ظالم  15. جهان سوم 16. زنجیر و ورچین 17. عطش 18. تهمت 19. دلتنگی                      20. یه روزی مهربون بودی 21. سنگ صبور 22. بر فراز آسمانها 23. کتاب سوخته      24. دوست دارم 25. عید نوروز 26. Um chain my heart 27. What is love        ۲۸. تک سوار

 دکلمه {ابی} :

1.طپش 2. هزار و یک شب 3. وقتی به مستی می رسم 4. درخت 5. محتاج ۱  6. محتاج ۲   ۷. پوست شیر ۸. دستای مهربونت ۹. قبله ۱۰. عشق ۱۱. تولد ۱۲. حیلت رها کن {احمد شاملو}

 دو صدایی {ابی} :

1.هم خون {ابی و شاهرخ} 2. غروب {ابی و سیاوش} 3. شهر ظلمت {ابی و شاهرخ}            4. زمین لرزه {ابی و ستار و لیلا}  5. ای یار بگو {ابی و آرش} 6. گریز {ابی و نوید و امید} 7. بانوی ما {ابی و سلی و نلی} 8. شهبانو {ابی و نوش آفرین}                                     9. موزیک {ابی و سلی و مارتیک} 10. شب عشق {ابی و هایده}                               11. چلی پوم {ابی و شهرام شب پره} 12. مگه فرشته هم بده {ابی ، کامران و هومن}        13. کلبه ی من {ابی ، کامران و هومن}

اجرای متفاوت {ابی} :

1.من اگه خدا بودم 2. شب 3. خواب 4. ای یار بگو 1 5. ای یار بگو 2 6. سبد 7. خلیج 1   8. خلیج 2 9. خلیج 3 10. گل واژه 11. سایه 12. دلگیر و تنها 13. وقتی تو نیستی        14. درخت 15. تندیس 16. بگو آره بگو نه 17. کلبه ی من 18. بدرقه                        19. کی اشکاتو پاک می کنه

 نصفه {ابی} :

1. جشن مهرگان 

مصاحبه {ابی} :

14 تا هم مصاحبه صوتی دارم

 

کیلیپهایی که دارم {ابی} 

آلبوم آتل متل :

1.شما {3:11} 2. خواب {00:59} 3. ای یار بگو {4:38}

آلبوم عطر تو :

1.گریه نکن 1 {4:40} 2. گریه نکن 2 {1:02} 3. عطر تو {3:19}                             4. مست چشات {00:57}

آلبوم با تو :

1.سبد سبد {2:38}

آلبوم غریبه :

1.غریبه {3:53}

آلبوم حسرت پرواز :

1.تبلیغ آلبوم حسرت پرواز 2. آلبوم حسرت پرواز {استودیو} 3. بگو آره بگو نه {3:59}        4. حریق سبز {3:53} 5. هنا خانوم {3:43} 6. من اگه خدا بودم {3:19}                       7. پروانه یی در مُشت {3:21} 8. صدام کردی {4:25} 9. وقتی تو نیستی 1 {4:02}      10. وقتی تو نیستی 2 {2:36}

آلبوم کمیاب :

الف} آهنگ :

1.هم خون {2:47} 2. HAPPY {00:17} 3. تیم ملی {آهنگ دلگیر و تنها} {ابی} {00:59}

ب} دکلمه :

1.LOVE {00:30}

ج} دو صدایی :

1.ابی ، مارتیک و سلی {7:30} 2. ابی ، فریدون فرخ زاد و مارتیک {3:09}                  3. گریز {ابی ، نوید و امید} {6:05} 4. مگه فرشته هم بده {ابی ، کامران و هومن} {4:31}  5. کلبه ی من {ابی ، کامران و هومن} {4:26}

د} مختلف :

1.فیلم {1:48}

ه} تبلیغ کنسرت :

1.تبلیغ کنسرت 1 {2:17} 2. تبلیغ کنسرت 2 {1:35} 3. تبلیغ کنسرت 3 {00:30}           4. تبلیغ کنسرت 4 {2:10} 5. تبلیغ کنسرت 5 {1:37} 6. تبلیغ کنسرت 6 {2:17}

آلبوم خلیج :

1.خلیج 1 {4:22} 2. خلیج 2 {5:44} 3. خلیج 3 {4:55} ۴. خانوم گل {3:56}               ۵. همدم {4:24} ۶. دو راهی {2:16} ۷. شکار 1 {3:27}  ۸. شکار 2 {5:32}

آلبوم خورشید خانوم :

1.خورشید خانوم {4:35} 2. هزار و یک شب {4:20}

آلبوم کوه یخ :

1.کوه یخ {3:53} 2. گل واژه 1 {4:09} 3. واژه گل 2 {4:02} 4. گل واژه 3 {1:08}

آلبوم معلم بد :

1.نون و پنیر و سبزی {6:15} 2. محتاج 1 {5:13} 3. محتاج 2 {00:35}

آلبوم نازی ناز کن :

1.نازی ناز کن {4:48} 2. باغ بلور {4:52} 3. کندو {00:45} 4. میلاد 1 {4:24}             5. میلاد 2 {4:32} 6. میلاد 3 {4:20} 7. پوست شیر 1 {2:33} 8. پوست شیر 2 {3:08} 9. سایه {2:15}

آلبوم ستاره های سربی :

1.کی اشکاتو پاک می کنه {5:01} 2. اقاقی {5:48} 3. قبله {4:44} 4. عادت {1:57}

آلبوم شب زده :

1.شب زده {1:36} 2. عسل {5:31} 3. پیچک 1 {فیلم}{3:30} 4. پیچک 2 {فیلم} {1:12}  5. پیچک 3 {فیلم} {2:57} ۶. خاتون {1:52} ۷. سبد {6:16} ۸. خالی 1 {فیلم} {2:56}     ۹. خالی 2 {فیلم} {1:05}

البوم شب نیلوفری :

1.درخت 1 {5:48} 2. درخت 2 {1:22} 3. درخت 3 {00:30} 4. تحمّل کن {1:46}      5. وقتی تو گریه می کنی {5:50} 6. شب نیلوفری 1{3:57} 7. شب نیلوفری 2 {}            8. چیزی بگو {5:33} 9. تندیس 1 {4:32} 10. تندیس 2 {3:32} 11. سیاه پوشا {4:59}

آلبوم طپش :

1.پاپا {ابی و شهرام} {1:24}

آلبوم طلوع کن :

1.طلوع کن {5:19} 2. بشکن {5:37} 3. تو رو نگاه می کنم {4:33}

 کنسرت {ابی} :

1.کنسرت 1982 {نون و پنیر و سبزی ، یونیورسال} 2. کنسرت 1994 {} 3. کنسرت 2001 {} 4. کنسرت 2002 {} 5. کنسرت 2003 {} 6. کنسرت 2005 {}

مصاحبه {ابی} :

1.مصاحبه پرویز کاردان با ابی {شبکه ی اندیشه} 2. مصاحبه یکی از ابی لاورزها                3. مصاحبه ی شکبه ی برلین با ابی 4. مصاحبه ی شکبه ی پاریس با ابی                        5. مصاحبه شبکه ی جام جم با ابی 6. مصاحبه شهروز رفیعی با ابی به همراه کامران و هومن 7. حرفهای یک مجری درباره ی ابی {زندگی نامه}

 

لیست آهنگهای کمیابی که می خوام {داریوش}

 آهنگ {داریوش} :

1. مادر 2. شاهد آرزو 1 3. شاهد آرزو 2 4. تنهایی 5. حرف {گوگوش} 6. گنجشکهای خونه {گوگوش} 7. دو پنجره {گوگوش}

دکلمه {داریوش} :

1.رقیب 2. وفا 3. نوبهاری

دو صدایی {داریوش} :

1.هم نفس {داریوش و ابی} 2. محتاج {داریوش ، ابی} 3. جنگل {داریوش و ایرج}

 اجرای متفاوت {داریوش} :

1.دلتنگ آزادی 2. گل بیتا 3. لب دریا 4. لالالا گل زیره 5. نبسته پیمان {با گیتار}               6. شاهد آرزو

کنسرت {صوتی} {داریوش} :

1.کنسرت آمریکا {1981} 2. کنسرت آمریکا {1998} 3. کنسرت هامبورگ {2001}        4. کنسرت داریوش ، هنگامه ، کامران و هومن {2004} 5. کنسرت فلورانس ایتالیا {2005} 6. کنسرت اوتاوا {2006} 7. کنسرت دوبی {عید فطر}{2007} 8. کنسرت آتالانتا {2007}  9. کنسرت برلین {2007} 10. کنسرت نیویورک {2007}                                       11. کنسرت سانفرانسیسکو {2007} 12. کنسرت یو سی آی {۲۰۰۷}  ۱۳. ونکوور {2007} 14. کنسرت دوبی {2008}

تصویریهایی که می خوام {داریوش}

آهنگ {داریوش} :

1.علی کنکوری 2. هم صدا 3. بچّه های ایران {پشت صحنه} {5:20} 4. چشم من

کنسرت {صوتی} {داریوش} :

1.کنسرت ومبلی لندن {1989} 2. کنسرت داریوش و اندی و کوروس {1994}                 3. کنسرت لندن {1995} 4. کنسرت آمریکا {1998} 5. کنسرت فرانسه {1998}              6. کنسرت هامبورگ {2001} 7. کنسرت دوبی {2002} صحنه 3                               8. کنسرت کالیفرنیا {2002} 9. کنسرت واشنگتون دی سی {2002}                             10. کنسرت داریوش و امید {2002} 11. کنسرت گریک تیاتر {2003}                       12. کنسرت واشنگتون دی سی {2004} 13. کنسرت ونس گیوی {داریوش و کامران و هومن و هنگامه} {2005} 14. کنسرت نیویورک {2005}                                         15. کنسرت – لباس بنفش {2005} 16. کنسرت آرنااوبرهاوسن ، آلمان {2006}            17. کنسرت IRC – به همراه سیمین بهبهانی {2006} 18. کنسرت نیویورک {2007}    19. کنسرت آنتالیا {2007} 20. کنسرت برلین {2007}                                        21. کنسرت فلورانس ایتالیا {2007} 22. کنسرت سانفرانسیسکو {2007}                    23. کنسرت آتالانتا {2007} 24. کنسرت USI {2007}  

مصاحبه {داریوش} :

1.مصاحبه با داریوش {45 دقیقه – سیاه و سفید} 2. چهل مصاحبه صوتی با داریوش

فیلم {داریوش روی این فیلمها خونده} :

1.خورشید در مرداب 2. دشنه 3. جنوبی 4. علی کنکوری 5. علفهای هرز 6. شب آفتابی     7. شیر تو شیر 8. گذر اکبر

 

آهنگهای کمیابی که می خوام {ابی}

آهنگ {ابی} :

1.اشک ماهی 2. معیادگاه 3. بهانه 4. بهت 5. روستایی 6. غزل 7. قلب تاریخ 8. غربت      9. خودجوش 10. شهید 11. شکیل 12. جشن مهرگان 13. زمستون 14. وعده 15. هم غصّه 16. پرنده ی مهاجر 17. همزبونم باش {کنسرت} 18. ربنا 19. اجرای زنده ترانه با تو       20. ترانه خارجی اجرا شده در کنسرت universal

یکی دو تا آهنگ هستش که خواننده های خارجی خوندن مثل پاپا یا فارووی

دکلمه {ابی} :

1.پیر {مسعود امینی} 

دو صدایی {ابی} :

1. کی اشکاتو پاک می کنه {ابی و شهرزاد سپانلو} 2. کی اشکاتو پاک می کنه {ابی و سایه}   3. کنسرت ابی و سیاوش {کامل} 4. اشک چشمات {ابی و امیر} 5. آشنا {ابی و رامش}        6. لیلا {ابی و شهرام} 7. هلیلوس {ابی و شهرام} 8. حالا وای وای {ابی و شهرام}            9. مارسلا {ابی و شهرام} 10. ابی و فتانه       

اجری متفاوت {ابی} :

1.پوست شیر 2. راز همیشگی شدن 3. شما 4. بدرقه 5. طپش 6. پیچک 7. تندیس 8. خاتون 9. مست چشات 10. ریمکس گریز {نوید و امید} 11. خلیج

 

کیلیپهایی که می خوام 

کلیپها {ابی} :

1. مداد رنگی 2. دو راهی 3. قاصد 4. شب مرد تنها 5. پیچک 6. دلگیر و تنها 7. شب زده  8. کوه یخ 9. عطر تو 10. خالی 11. جعبه ی جواهر

کنسرت {ابی} :

1. کنسرت نون و پنیر و سبزی {مال ابی رو می خوام} {1360}  2. و هر چی کنسرت داره

 

لطفاْ اگر کسی مایل به تبادل بود و این آهنگ و کیلیپهایی که نوشتم می خوام کسی داره لطفاْ در قسمت نظرات بگید با تشکر

اینم شمارم : ۰۹۱۲۵۱۴۴۲۲۶

+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم بهمن 1387ساعت 20:37  توسط حسام | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
سلام من حسام جان نثار هستم یکی از عاشقان داریوش و ابی امیدوارم که این وبلاگ مورد پسند همگان واقع بشود

پیوندهای روزانه
وب سایت رسمی جدید داریوش
وب سایت رسمی داریوش
وب سایت رسمی ابی
وب سایت رسمی ایرج جنتی عطایی
وب سایت رسمی اردلان سرفراز
وب سایت رسمی فرید زلاند
وب سایت رسمی بابک بیات
سایت آینه
سایت بهبودی
وب سایت رسمی ستار
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
پیوندها
داریوش اقبالی
داریوش بزرگترین خواننده ی ایرانی
داریوش اقبالی سرور و سالار تمام خوانندگان جهان
داریوش لاین
فقط و فقط داریوش
داریوش کبیر
داریوش من
گل واژه
خراب استاد حضرت داریوش
طرفداران ابی و داریوش
وبلاگ طرفداران داریوش
داریوش آریا هادی مشرقی
یاران همدرد
شمالی داریوش
آینه ی بهبودی
داریوش پرست
فدای داریوش
فداي حضرت داريوش
داریوش ماندگارترین صدای ایران
از پس پرده نگاه کن...مثل شطرنج زمونه
دورترین راه واسه من کمترین فاصله از تو {اعتیاد}
سلطان عشق ابي
ابی سرود عشق
ابی آقای صدا
ستاره های سربی
طرفداران ابی نازنین
مرد صدا ابی
هواداران ابی
طرفداران ابی
صدای ابی
معیادگاه عاشقان ابی
ابی هرگز در زمان تکرار نمی شود
موسیقی نوین ایرانی {واروژان}
عشق ستار
طلوع من
فریدون فروغی
نوید و امید
هواداران شهره صولتی
حسام جان نثار
سلطان امراه
شهریار من
مجموعه ورزشی آزادی
برنامه ی 90
توپ ورزشی
فقط استقلال
آبی ترین پسر ایران
اس اس آث میلان سرور کل ایران
هواداران رئال مادرید
باشگاه ورزشی آرش
عکسهای زیبا و واقعاً دیدنی از هرکی بخوای
تو دنیا کسی قدر دل من نمی دونه
سکوت غم پرست
جاویدان
ایرج زبردست
آنالیز ریاضی قرآن
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب

دیجیتال کیوان